یکی از ویژگیهای جوامع در حال توسعه آن است که سعی دارند به هر شیوهی ممکنه، قسمتی از آرزوهای نمادین خود را در قالب اغراق واقعیتهای موجود و انتساب انها به جریانهای علمی برآورده سازند.
برای مثال کشوری مانند ایران خودمان را درنظر بگیرید.
همهی ما سعی داریم در مکالمات روزمرهمان، نژاد ایرانی را «نابغه» و «دارای هوش فراوان» قلمداد کنیم. مرتب از افراد مشهوری یاد میکنیم که در کشورهای دیگر به مناصب عالی اداری و علمی و فرهنگی رسیدهاند و مدام موفقیتهای آنها را ذکر میکنیم.
فرض کنید این گزاره را به یک شهروند فرانسوی (که در یک جامعهی علمی و پیشرفته زندگی میکند) بگویید که ما ایرانیها، ضریب هوشمان از شما فرانسویها بالاتر است. اولین عکسالعمل آن شهروند این است که پس چرا این قدر وضعیت اسفناکی دارید.
اینجاست که ما، همهچیز را به سیاست ربط میدهیم و از دست حاکمان شکایت میکنیم. نمیخواهم بگویم اینها بیتاثیر است اما «همهی ماجرا» هم نیست.
بگذریم.
فایلی حاوی نوشتههای یکی از برجستهترین فیزیکدانان کشور بهدستم رسیده که در مورد مرحوم دکتر حسابی است. دکتر رضا منصوری بهطور مختصر به شیادی زیر لوای نام مرحوم دکتر حسابی اشارات خوبی کردهاند.
متن نوشته را در این پایین میگذارم. اما قبل از آن باید یادی هم از آقای ایرج حسابی بکنیم.
ایرج حسابی مصداق این جملهی معرف است که : «اگر میخواهی کسی را بدنام کنی؛ مدام از محسنات او سخن بگو».
من که از علم فیزیک چیز زیادی سر درنمیآورم. اما با نگاهی به گفتهها و نقلقولهای ایرج حسابی، میتوانم حدس بزنم که قسمت زیادی از اظهارات او، دروغ و یا حداقل اغراق سنگین است.
در مورد اینکه نامبرده با توسل به بزرگداشت مرحوم حسابی و بنیانگذاری موزهای به نام آن بزرگوار، تا حالا چندین وام کلان گرفته (تا حدی که میگویند حتی ملک مرحوم ابوی را هم به گروی بانک گذاشته است) هم نظری ندارم تا مدارک مستندی ببینم.
در نظر داشته باشیم که مرحوم حسابی، هرچه بود، یکی از پایهگذاران تاسیس دانشگاه تهران و آموزش آکادمیک علوم در ایران است. از این جهت شایستهی احترام همهی ما ایرانیان است.
فایل زیر را در قالب pdf دانلود کنید.
۳۱ فروردین ۱۳۸۹ در ساعت ۱۴:۰۹
سلام
خوب نوشتی
بنا داشتم مطلبی در همین زمینه ها بنویسم. جالبه که کتاب خاطراتش هم خیلی پرفروش شده
خود مرحوم حسابی شخصیت معتبری است ولی پسرش اغراق زیادی کرده است و خاطره هم جعل می کند تازه!
پاسخ به این نظر
۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ساعت ۱۳:۰۳
سلام مطلب حرف بزن حافظه را به مطلب ایشان پیوست کردم پیروز باشید
پاسخ به این نظر
۴ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ساعت ۱۶:۱۶
من که دکتر حسابی رو خیلی دوست دارم ولی گاهی از اینکه بعضی ایشون رو نردبون ترقی خودشون می کنن حالم بد می شه
پاسخ به این نظر
۴ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ساعت ۲۳:۱۲
پویا جان مدتی سرم شلوغ بود نتونستم به وبلاگت بیام و مطالبتو بخونم حالا که اومدم همه ی مطالب رو خوندم در مورد مطلب آخری چون شناختی از این آقا ندارم نمی تونم نظر بدم ولی بهر حال غیبت چه بصورت گفتاری و چه نوشتاری درست نیست البته انتقاد خوب است آنهم با دلیل و بیشتر نسبت به اعمال فرد ولی قضاوت کردن و نسبت دادن کلماتی مثل شیاد شاید درست نباشد . پویا جان در مورد مطلب قبلی یعنی بحثی که پیرامون عشق مطرح کردی نیز معتقدم علم روانشناسی و انسان شناسی امروز هنوز ناقص است و نمیتواند به تمام زوایای غرایز و عواطف و خواسته های انسان اشراف داشته باشد هنوز نظریه های بسیاری به اثبات نرسیده و یا هنوز مطرح نشده است اما آیا بهتر نیست بجای پرداختن به مفاهیم کلی مطرح شده در حوزه اندیشه مقداری هم به خود فکر کنیم و در واقع هر انسان سعی کند از خود به سوی مفاهیمی مثل عشق راه پیدا کند در حالیکه اکثرا خود را نشناخته و حلاجی نکرده در مورد یک جنس و یا یک قشر از بشر به اظهار نظر می پردازند . این هم نظر من بود شاید اشتباه باشد .
پاسخ به این نظر
۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ در ساعت ۱۰:۴۰
سلام
عطف به فرمایشات شما باید عرض کنم که مرحوم دکتر حسابی انسان بزرگی بودند ولی اینکه ما بیاییم بی جهت در سرگذشت و کارهای ایشون اغراق و بزرگنمایی و بعضا دروغ نسبت بدیم کار چندان درستی انجام ندادیم.
از بزرگترین دروغهایی که به ایشون نسبت میدن اینه که مرحوم حسابی رو شاگرد انیشتن فیزیکدان نامی میدانند در صورتی که انیشتن اصلا شاگرد دکترا نداشته! به اون ملاقات انیشتن و بور و … در خانه دکتر حسابی اشاره میکنند در صورتی که ملاقات دکتر حسابی و انیشتن در یک کنفرانسی بوده که دکتر نزد انیشتن میره و میگه من در مورد فلان مسئله دارم کار میکنم انیشتن هم ایشون رو تشویق میکنه.
عکس معروف گودل ریاضیدان نامی رو با انیشتن به نام دکتر حسابی پیوست میزنند در حالی که این دروغ محضه.
کاش ما شخصیتهای بزرگمون رو اونطوری که هستند توصیف کنیم بدون اغراق بزرگنمایی و دروغ.
موفق باشید
پ.ق
پاسخ به این نظر
۱۰ بهمن ۱۳۹۱ در ساعت ۱۵:۵۰
یک اخلاق بسیار بسیار زشت برخی از افراد این است که چون نمیتوانند خود را بزر گ کنند میکوشند سایرین را کوچک نمایند. افرادی که انتقادات شرم آور و خلاف واقع از دکتر حسابی میکنند مصداق بارز همین موجودات حقیر هستند که نمیتوااند بزرگی بزرگانی چون حسابی را ببینند. حسادت واقعا انسان را به تهمت زدن و هزار گناه نابخشودنی دیگر وامیدارد.
پاسخ به این نظر
۱۵ فروردین ۱۳۹۲ در ساعت ۱۰:۵۹
اگر اینقدر دروغ گفتن راحته و به نام قدر دانی از بزرگان تمام میشه من همین جا میخام به خاطر قدر دانی از بابا بزرگم که یک مدت توی آمریکا درس خونده بود بگم که یک بار بور اومد دره خونش و از اون روغن طلب کرد واشه شام پختن و پدر بزرگم به دونه هیچ چشم داشتی به اون یک حلبی روغن داد بور همون جا از هوش رفت و گفت شما ایرانی ها چقدر سخاوتمند هستید در حالیکه ما غربیها خون همدیگر رو میکنیم تو شیشه.. اره یادش به خیر بابا بزرکم
پاسخ به این نظر
پویا نعمتاللهی پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵م, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۰:
آفرین سینا
خیلی خوب گفتی …
ممنون
پاسخ به این نظر