چند شب پیش فیلم «عشق سالهای وبا» به کارگردانی آقای «مایک نیوئل» را میدیدم.
فیلم از روی کتابی به همین نام نوشتهی آقای «گابریل گارسیا مارکز» نوشته شده بود.
موردی در رابطه با این فیلم و فیلم های مشابه (یعنی آنهایی که از روی کتابهای مشهور ساخته میشوند) برای من همیشه مطرح بوده است و آن اینکه اساساً یک منتقد سینمایی باید چه برخوردی را در رابطه با نقد شخصیتها و داستان فیلم داشته باشد.
منظورم این است که در اینگونه فیلمها، نویسندهی فیلمنامه با یک متن از پیشنوشته شده روبرو است و بالطبع امکان دستکاری زیادی را هم در مورد روابط و معرفی شخصیتها و داستانهای وقوعیافته در فیلم ندارد.
به عبارت دیگر، اگر از فنون و چگونگی کارگردانی بگذریم، برای من جالب است که منتقد فیلم، باید چه سهمی از فرآیند «نقد» خود را به کارگردان و چه سهمی را برای فیلمنامه اختصاص دهد؟
داستان فیلم در مورد جوانی است به نام فلورنتینو که دل در گروی عشق دختری به نام فرمینا دارد. ولی با مخالفت پدر دختر روبرو شده وبه اجبار پدر از آن محل مهاجرت میکنند. این دو پیمان وفاداری میبندند. در عین حال، پزشک جوانی هم دلبستهی دختر شده و درنهایت با او ازدواج میکند. فلورنتینو در طول پنجاه سال، سعی میکند به پیمان خود وفادار باشد. اما نمیتواند و با بیش از ۶۲۰ زن رابطه برقرار میکند (جالب است که نام و مشخصات آن زنها را در دفترچهای ثبت می نماید). حتی با وجود کهولت سن، به دختری از اقوامشان هم که به او سپرده شده، رحم ندارد.
در نهایت با مرگ پزشک، شرایط وصال این دو بعد از نیم قرن مهیا شده و …

۱۱ اسفند ۱۳۸۸ در ساعت ۲۱:۴۶
نقد کردنش رو نمی دونم امااکثر این فیلمها در نظر کسانی که کتابِ اون داستان رو خوندن شکست می خورن. من کتابش رو خوندم،گرچه بین کارهای مارکز کاری بوده که کمتر از همه خوشم اومده، اما با این حال یک ربع از فیلمش رو هم نتونستم تحمل کنم!! به نظرم اصلا مشکلات ابتدایی ساخت و گریم داشت، نقد عمیق ترش اما با شما!
پاسخ به این نظر
۱۳ اسفند ۱۳۸۸ در ساعت ۱۸:۵۵
اصولا نقد کتاب و فیلم نامه رو
تو اینجا نمیکنن
میان و رو سکانس ها و نحوه ی گرفتن سکانس از نظر حس و …. می تونن مانور بدن
داستان فیلم جالب بود
مرده بویی از وفاداری نبرده بوده
و حالا یه سئوال نویسنده چرا عدد
۶۲۰ رو انتخاب کرده ؟؟؟
پاسخ به این نظر
۱۴ اسفند ۱۳۸۸ در ساعت ۱۳:۳۸
سلام پویا جان من هم فیلم را دیده ام نظرم به دونهء گندم نزدیکه از گریم خوشم نیامد کتاب قویتر ولی مثل همیشه از بازی خاویر باردن خوشم اومد .
خوش و خرم و پایدار باشی
پاسخ به این نظر
۲۴ اسفند ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۱۰
در مورد نقد فیلم باید دید قرار است چه نوع نقدی صورت بگیرد! نقد روانکاوانه ، نقد نشانه شناسانه، نقد اسطورهای و …
در مورد این فیلم اگر نقد تطبیقی با نگاه به پیش متن صورت بگیرد باید به اصل اثر توجه داشت. در غیر این صورت نقد اثر باید منحصرا روی خود اثر به مثابه یک اثر مستقل صورت بگیرد و کاری به ارجاعات فرامتنی نداشته باشد.
از همه اینها گذشته فیلم عشق سالهای وبا دارای مشکلات زیادی است و تنها نکته مثبت در فیلم بازی باردم و موسیقی زیبای آن است.
پاسخ به این نظر
۷ مرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۲۲:۴۰
به نظر من شخصیت فلورنتینو در اوایل آشنایی سر شار از اعتماد به نفس چه در ایجاد ارتباط با فرمینا و چه در گفتگو تهدید آمیز با پدر فرمینا به نظر مرسید که در زمان اولین ملاقات فلورنتینو با شوهر فرمینا کاملا تصور ذهنی بیننده رو تخریب می کرد- گریم در جوانی و میانسالی خوب می نمود ولی در پیری تناسب با شخصیت عاشق پیشه فلورنتینو نداشت .
پاسخ به این نظر
پویا نعمتاللهی پاسخ در تاريخ مرداد ۹م, ۱۳۸۹ ۱۰:۰۸:
سلام
ممنونم که در بحث شرکت کردید.
دستتان درد نکند.
پاسخ به این نظر