یادداشت من در روزنامهی جهان صنعت است که به بررسی قیمت اورانیوم و پیشبینی افزایش قیمت آن میِپردازد.
در اینجا ببینید یا در ادامه:
=====================================
مطابق آخرین اطلاعات موجود (جولای ۲۰۱۰)، حداقل تعداد ۵۵ رآکتور جدید در ۱۳ کشور در دست احدث قرار دارند و قرار است از این طریق حداقل ۷۴ گیگا وات الکتریسیته طی سال جاری لغایت ۲۰۲۰ به ظرفیت تولید برق دنیا اضافه شود.
ایجاد چنین ظرفیتی ناخودآگاه شائبهی افزایش ظرفیت و توان اتمی کشورها را به شدت تحریک میکند. هماکنون تعداد حدود بالای ۴۳۵ رآکتور غیرنظامی با ظرفیت ۳۳۰ گیگا وات مشغول به کار هستند (برخی ظرفیت ۴۱۰ تا ۵۱۰ گیگا وات را هم مطرح کردهاند).
اما سؤال اساسی این است که با توجه به رشد سریع مصرف الکتریسیته در دنیا، آیا قرار است سهم برق هستهای هم رو به افزایش بگذارد یا خیر؟
دقت داریم که این سهم در حال حاضر حدود ۱۴ درصد برآورد شده است؛ حال آنکه در دههی ۱۹۹۰ این سهم بالای ۱۸ درصد بوده است. برخی کشورها نظیر هند ادعا کردهاند که تا سال ۲۰۴۰ توان تولید ۴۰۰ گیگا وات را هم به تنهایی دارند.
در این میان تولید؛ ذخایر، عرضه و قیمت اورانیوم هم به یکی از دغدغههای سیاستگزاران بخش انرژی و دولتمردان تبدیل شده است.
در سال ۲۰۰۹ میزان تقاضای مورد انتظار برای کل سال ۲۰۱۰ حدود ۶۴ هزار تن (فقط برای رآکتورهای غیرنظامی) اعلام شده بود (برخی منابع رقم ۶۸۰۰۰ تن را هم ذکر کردهاند).
همچنین تولید جهانی اورانیوم در سال ۲۰۰۹ چیزی حدود ۵۰۵۰۰ تن بوده که نسبت به سال ۲۰۰۸ و میزان ۴۳۷۰۰تن در این سال، رشد زیادی را نشان میدهد. اما اکنون شواهدی از جانب برخی مراجع ارائه شده که طی آن، تولید اورانیوم برای سال جاری از رقم ۵۴۵۰۰ تن بیشتر نخواهد بود.
تولید حقیقی هم چه بسا به کمتر از این مقدار برسد که البته به دلایل عدیدهای نظیر برنامههای توسعهی معادن، بهکارگیری فاوریهای جدید، قیمتهای جهانی اورانیوم و مسائل ژئوپولیتیکی و از این دست بستگی دارد.

گفته میشود افزایش تولید معدنی اورانیوم طی سنوات ۲۰۰۸ تا ۲۰۰۹ عمدتاً ناشی از فعالیتهای کشور قزاقستان و برنامههای بلندپروازانهی این کشور برای احراز رتبهی نخست تولیدکنندهی اورانیوم بوده است.
در حال حاضر کشورهای استرالیا؛ قزاقستان؛ کانادا؛ نیجر و نامیبیا در زمرهی کشورهای مهم صادرکنندهی اورانیوم قرار دارند. از این پنج کشور؛ تعداد چهار تای آنها تاسیسات هستهای ندارند و بنابراین بهنظر نمیرسد که بخواهند به راحتی و به مقدار زیاد اقدام به تولید و عرضه و صادرات اورانیوم کنند.
به همین خاطر پیشبینی میشود که حدود بالای ۱۲۰۰۰ تن در سال جاری شاهد پدیداری کمبود عرضه باشیم که این میزان حدود بیش از ۷ برابر کل تولید آمریکا در سال گذشته است. واردکنندگان اورانیوم ظاهراً با کمبود عرضه روبهرو هستند که بهتدریج به سمت عرضهی کم تر هم خواهد رفت.
اورانیوم معمولاً در قالب نیترات اورانیوم و سپس کیک زرد به مرحلهی فرآوری وارد میشود. البته همیشه ذخایری از اورانیوم در نزد خود صاحبان معادن و یا مؤسسات تولید برق و تولیدکنندگان رآکتورها نگهداری میشود (چه بهصورت میلهی سوختی . چه بهصورت ترکیبی با سایر عناصری که عدد اتمی بیشتر از اورانیوم دارند که به طور عمده در انحصار فرانسه و اندکی هم انگلستان است).
هرچند در حال حاضر بهواسطهی همین روشها به نظر میرسد که ذخایر اورانیوم کافی باشد اما به تدریج و در چرخهی عرضهی سوخت، میبایستی علیالقاعده شاهد رشد قیمتهای اورانیوم هم باشیم.
در سال ۲۰۰۰ قیمت هر پوند اورانیوم حدود ۸ دلار بود که این رقم در سهماههی دوم سال ۲۰۰۷ به حدود بالای ۱۲۰ دلار رسید. بعدها البته قیمتها کمی تعدیل شدند (چرا که حدود ۲۷ معدن در ۹ کشور به بهرهبرداری و توسعه رسیدند که قیمتها را کاهش داد).
طبق آخرین اطلاعات قیمتها در حال حاضر حدود بالای ۴۰ دلار است.
به هر حال آنچه مسلم است اینکه بهخاطر رشد ظرفیتهای اتمی در کشورها هرگاه برنامههای جامع و مدونی برای هماهنگسازی افزایش تولید اورانیوم صورت نگیرد، لاجرم بازار دچار نقصان عرضه خواهد شد. در این میان چرخهی تولیدی برق نیز هزینهبری بالاتری را پیدا خواهد کرد.
حال اگر این مسائل را در کنار دو ویژگی اختصاصی برق هستهای قرار دهیم (یعنی سرمایهی بسیار سنگین لازم برای احداث تاسیسات و همچنین ریسک های ایمنی و محیطزیستی کوتاه مدت و بلند مدت)، آنگاه تا حدودی اوضاع پیچیدهتر خواهد شد.
به نظر میرسد همگام به کاهش ظرفیت تولید اورانیوم، سیگنالهای قیمتی هم کار خود را به سرعت و زودتر شروع خواهند کرد.


