نمایشنامه همپ

دایی گرامی من ، آقای حمید نعمت الهی نمایشنامه ای را از ” جان ویلسون” به نام ” همپ” ترجمه كرده است.

ویلسون در سال ۱۹۲۱ در همیلتون اسكاتلند به دنیا آمد. وى نمایشنامه هایى براى رادیو و تلویزیون انگلستان نگاشته است. رمانى از او در ایالات متحده منتشر شده و داستان هاى كوتاهى در مجلات اروپا و آمریكا از او به طبع رسیده است. نمایشنامه همپ وى از رمانى به نام «بازگشت به سوى جنگل» اثر جیمز لندزدیل هودسن اقتباس شده است.

نمایشنامه در مورد سرباز بینوایی به نام ”  همپ” است كه خبردار می شود زنش به او خیانت كرده وبه همین خاطرتصمیم می گیرد جبهه را ترك كند تا به زندگیش سر و سامانی بدهد. در این میان بازداشت شده و به اتهام ترک خدمت در ایام جنگ تحت محاکمه قرار می گیرد. نمایشنامه در واقع جلسات محاکمه که یک جور دادگاه نظامی است را به تصویر می کشد.

همپ ساده‌دل، هیچ هدفی جز مراجعه به موطن خود و تلاش برای حفظ زندگی خانوادگی خود ندارد . ولی روسای دادگاه نظامی با  ردّ دلایل او، این اقدام را نوعی خیانت به کشور تلقی کرده و همپ را به اعدام محکوم می کنند.

پس از استقبال این نمایشنامه در فستیوال ادینبورگ ( ۱۹۶۴_ کارگردان جان گیبسن ) ، توسط منتقدین ومردم ، نسخه سینمایی آن نیز با نام ” شاه و وطن ” در سال ۱۹۶۵ ،به کارگردانی جوزف لوزیه بر روی پرده سینماها رفت ..


.. اکنون که نزدیک به نود سال از جنگ جهانی اول می گذرد .. این نمایش قدرتمند ، رسما از یکی مسائل فراموش شده و شاید بی اهمیت جنگ پرده برداری می کند. فراریان .در این زمان قریب به ٣٦٠ مرد جوان به دلیل ترک خدمت اعدام شدند .. گرچه آنها پس از مرگ مورد عفو قرار گرفتند تا بازماندگانشان فرصت بیابند تا به مانند دیگر سربازان کشته شده ، برای آنها مراسم رسمی یادبود بگیرند ..
همواره ، محاکمه به عنوان یک ایده و هدف ، از معیارها و ابزارهای کاربردی و راهبردی ، در درام بوده است .

در جنگ جهانی اول / سربازی انگلیسی در منطقه نرث کانتری / محل خدمتش را ترک کرده و در انتظار دادگاه نظامی به سر می برد . در گیرو دار تصویر انتظار ، وجود ، آینده ، تهدیدات و نگرانی های همپ ، جان ویلسن – نویسنده – سعی دارد تا پاسخی برای اضطراب و آشفتگی وتحیر مردان نمایشش در خلال این جنگ بیابد . . نمایشی در سه پرده ؛ استنطاق / محاکمه / اعدام ..
.. ستوان هارگریوز مامور می شود تا وکالت همپ به عهده گیرد .. همپ کمی آنطرف تر امید وار به رای دادگاه است.. هارگریوز مصمم می شود تا به همپ کمک کند .. اما کمک کردن به همپ دشوار است ، زیرا او به طور ذاتی انسانی درست و ساده است تا جایی که حتی نمی تواند برای دفاع از خود زبانش را بچرخاند .. ترک خدمت او امری غیر ارادی بوده است .. خاطره ای از یک حمام ِگل و خونِِ در میدان نبرد از لحاظ روحی برای او سنگین است .. او با آن که نامزدش را از دست داده ، انگیزای برای فراردر خود نداشته است .. همه او را در واحدش می شناسند. در تمام طول مدت بازداشت و دادگاه هارگریوز و ستوان وب _ فرمانده همپ _ سعی دارند تا به او بفهمانند که اگر به خودش نیاید دادگاه می تونه اون رو به بالا ترین درجه محکوم کند .. اما همپ خیلی کند و آرام در مقابل دادستان اعلام می کند اون برای جنگ ساخته نشده و جرم خویش را باور ندارد .. اما او محکوم می گردد ، مرگ همپ را در آغوش می گیرد ، بدون هیچ تشریفاتی ، مثل مرام همیشگی ارتش.

قابل ذكر اینكه این اثر در جشنواره تاتر دانشجویی هم با كارگردانی آقای وحید اصلانی فر به نمایش درآمده است.

حمید نعمت اللهی متولد 1326 سال ها مدرس دانشکده هنرهای دراماتیک، دانشگاه آزاد و مؤسسه عالی سوره بوده است. او در سال 1356 نمایشنامه ای از ماکسیم گورکی به نام «واساژ لز نووا» را ترجمه کرد که از سوی «انتشارات حقیقت» به چاپ رسید.

کتاب کرکسها نیز از همان نویسنده و با ترجمه ایشان نیز به چاپ رسیده است.
وی اکنون ترجمه ای از اشعار شاعران جهان و یک مجموعه شعر از سروده های خود را در دست چاپ دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.