انفعال سیاسی ایرانیان مذهبی

نویسنده: محمّد حسین کریمی‌پور
 
تحصیلکردگان متمایل به مذهب ( یا با تسامح، مذهبی های اندیشه ورز )  بخشی موثر از جامعه ایران در ۵٠ سال اخیر بوده اند.
معدودی از ابتدا به انقلاب یا ولایت فقیه باور نداشتند. اما اکثرشان در شکل گیری و تداوم انقلاب دخیلند. بسیاری از این انقلابیون، در مسیر حرکت جمهوری اسلامی، با مشاهده نتایج این نوع حکومت، با آن فاصله گرفتند.
این ریزش از ۵٨ آغاز و پس از ٨٨ شتاب گرفت. ابتدا دانشگاه دیده ها و بعد اهل حوزه به تجدید نظر پرداختند. 
در ذیل، گزاره‌هایی آورده ام که گمان می‌کنم کم و بیش، فضای فکری امروز  این قشر تجدیدنظر‌طلب را ترسیم می‌کند.
– عملکرد حکمرانی، با محکمات اسلامی مثل تسلط مردم بر حکومت، عدالت، پاکدستی، راستگویی و عدم اجبار عقیدتی نسبتی ندارد. 
– مشکلات حکومت، مبنای ساختاری دارد و بتدریج بدتر می شود. 
– حکمرانی بد سبب بروز چالش های متعددشده که خود از درمان آن عاجز ست.روند تبدیل چالش ها به ابرچالش، کشور را بمخاطره افکنده. 
– قوانین نوشته و نانوشته آنچنان برای حفظ وضع موجود تنظیم شده  و صندلی های چند لایه انتصابی چنان متراکم شده  که انتخاب و منتخب به محاق رفته و امکان اصلاح از طریق صندوق، نامحتمل است.
– در حالیکه آقای سیستانی، دموکراسی متکی به صندوق در انتخاباتی کاملا آزاد را تنها راه مشروع حکمرانی می داند،  ولایت مطلقه فقیه (بمفهوم مصباحی آن) یک اجماع شیعی نیست. 
– موج مهاجرت ناشی از ناامیدی نسبت به آینده، خاندان های خوب ایرانی را از جوانان، نخبگان و ثروت خالی می کند. 
– تداوم وضع موجود ممکن نیست و نظام دارد با اصرار بر مواضع غلط – مناسبات غلط و آدمهای غلط ، خودش را ویران می کند. این روند در کنار وسوسه بیگانه،  توده ها را دستخوش عصیان می کند.
فکر می‌کنم در همین حد، حال و هوای فضای فکری این دسته آدم ها را منتقل کرده‌ام. اینها مفاهیمی است که باورمندان به خود را در پشتیبانی از حکومت،  بی‌میل می کند.
اما گزاره‌های دیگری هم هست که در میان این افراد (و شاید برخی غیر مذهبی‌ها) مورد اقبال است:
– حکومت بد بهتر از خلاء قدرت است. آلترناتیو ممکن و مطلوب جایگزین،  وجود ندارد.  حفظ امنیت و نظم نسبی موجود، شرط عقل است. 
– گروه‌های برانداز و تجزیه طلب فعال، بعلت ارتباط با سرویس‌های غربی و عربی و مبانی فکری ارتجاعی،  خطری جدی و ملموس برای امنیت کشورند. سرنوشت ایران را نباید بدست جریانات وامدار به سعودی یا آمریکا داد. 
– تجزیه ایران، مورد علاقه آمریکا، اسرائیل و اعراب است. احتمالا فروپاشی حکومت با فروپاشی کشور قرین خواهد بود. 
– نباید گذاشت دارایی عظیم ملی در زیر بناها، موسسات و بنگاه‌ها ویران و چون عراق و سوریه به عصر حجر برگردد. 
– جامعه زخمی ایران و ساختارهای مدنی سرکوب و له شده آن برای حمل بار دموکراسی آماده نیست. در خلاء قدرت، آنتروپی بیشتر متمایل به بی‌نظمی، تجزیه یا فاشیسم نظامی است.
– جریانات فکری رادیکال که شعار دین‌زدائی اجباری از کشور  می‌دهند، امنیت دینداران را به خطر خواهد افکند. 
بدینگونه «فرد مذهبی اندیشه‌ورز ایرانی» در خلاء بلاتکلیفی و انفعال است.
گزاره های گروه اول او را ترغیب می کنند در همراهی و حمایتش از حکومت دینی موجود، تجدید نظر کند. گزاره های دوم به او نهیب می زنند که «مگر نمی‌بینی چه مهالک بدتری در پیش روست؟ حجت تو در انفعالی که منجر به بدتر از بد خواهد شد، چیست؟ خونها ریخته ، پرده‌ها دریده و ایران ویران می‌شود».
پاسخ «مذهبی‌های عاقل» به این دوراهی، حمایت از اصلاحات بود.
حالا امید به اصلاحات رنگ باخته. پس از ٢٠ سال تلاش اصلاحی، چنان عقب رفته‌ایم که دیگر صندوق حق ندارد حتی تکلیف یک شهردار را معین کند. اصلاح‌طلبان به شرایط سیاسی ناعادلانه  و تضعیف جمهوریت، تن داده‌اند. 
مشاهده «رانت‌خواری» و  «ویژه‌طلبی» در برخی چهره‌های اصلاحات و آقازاده‌هاشان و انفعال خاتمی در برابر آن، بر این ناامیدی افزوده است.
نمی‌دانم وقت کافی مانده یا نه؟
ولی باید امیدوارانه تقویت جمهوریت ، اصلاح پارادایم حکمرانی و اصلاحات جدی را مطالبه کرد.
بدون تحمیل فروپاشی و آشوب، باید کیفیت نازل حکمرانی را پله پله بهبود داد.

گر هسته قدرت با حذف شیاطین قرین مدعی حکومت صالحین (عدول از موهومات ظل‌اللهی، وانهادن اختیارات سلطانی، خروج نظامیان از سیاست و بازار و لغو نظارت استصوابی) عملا با اصلاحات جدی همراهی نکند، ریزش حامیان و کثرت عاصیان شدت می‌گیرد . خدای نکرده، با تداوم این خیره سری، تلاطمات عظیم اجتماعی غیر قابل مهار در پیش و  راه آینده ایران بس تاریک خواهد شد.

خدا، ایران را حفظ کند.
کانال تلگرامی نویسنده:   https://t.me/M_H_Karimipour

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.