درد دندان

امسال 40 سالگی را تمام می‌کنم …

تا این سن پایم به مطب دندان‌پزشکی باز نشده بود.

اصلاً نمی‌دانستم قصه‌هایی مثل «درد دندان» یا «دندان حساس» و «پر کردن دندان» و … یعنی چی.

به دقت به بهداشت دهان و دندان اهمیت می‌دهم و روزی سه بار مسواک زدن هم تا حالا فراموش نشده است.

اما زمانه بازی‌های زیادی در آستین دارد.

چند روز پیش حس کردم یکی از دندان‌های ردیف بالای سمت چپ، یک طور غیرطبیعی است …

به روش مرسوم، زبان زدم و دیدم که زبان‌ام به چیز نوک‌تیزی برخورد می‌کند …

عزای عالم را گرفتم وقتی فهمیدم باید دندان را پر کنم …

موقع مسواک‌کردن  هم  اگر آب سرد باشد، دردم می‌گیرد.

اما به هر حال با بالا رفتن سن، این چیزها هم شروع می‌شود.

دندانپزشک مربوطه از  وضعیت دندان‌های من خیلی خوش‌اش آمد  و تحسین‌ام کرد …

می‌گفت که در نوع خودم با توجه به سن 40 سالگی، اوضاع دندان هایم خیلی خوب است.

به هر حال مراقبت از دندان‌ها را فراموش نکنید …

به قول آن شعر:

لذت دنیا …..

ولش کن بابا … 

مواظب دندان‌هایتان باشید.

۱ نظر برای “درد دندان”

  1. زیبا گفته:

    امان از درد دندون که نگذاشت بقیه شعر رو بگی. حتما منظورتون فقط مواظبت از دندان نبوده . مواظب هر دو لذت باشید .

    [پاسخ]

این‌جا بنا ندارم نظرات کسی را حذف یا تعدیل یا پنهان کنم. همه‌ی نظرات منتشر می‌شوند. اما به دیگران توهین نکنید. لطفاً سعی کنید آدرس ای.میل‌تان را درست بنویسید. چون اگر کسی برای‌تان پاسخی بگذارد؛ آن پاسخ، به آدرس تان ای.میل می‌شود.