سانسوربازی

خوابگرد همه را دعوت کرده برای ورود به این بازی.

قرار شده هرکسی که تجربه‌ای در زمینه‌ی سانسور دارد، در هرکجا که توانست، آن را منتشر کند.

من هم می‌خواهم در این بازی شرکت کنم.

قرار بود یک انتشاراتی، کتابی مشتمل بر آثار چند نویسنده‌ی جوان منتشر کند.

من هم با داستانی به نام «هجده پله» در زمره‌ی شرکت‌کنندگان بودم.

این داستان در داوری آن انتشاراتی قبول شد و برای چاپ، به ارشاد رفت.

اما ارشاد این داستان را به طور کامل رد کرد.

حالا متن داستان را در قابل فایل word  همین‌جا می‌گذارم.

برای دانلود داستان، روی لینک زیر کلیک کنید:

هجده پله  

۷ نظر برای “سانسوربازی”

  1. اعظم زیاری گفته:

    روایت داستان خیلی لذت بخش بود، شخصیت ها ی داستان ما به ازای بیرونی داشتند ،سپاس از نویسنده برای خلق لحظات خوب برای من خواننده، شاد باشید

    [پاسخ]

  2. arshineh گفته:

    چرا من نمیتونم دانلود کنم ؟روی لینک کلیک میکنم وباز همین صفحه بالا میاد!!

    [پاسخ]

  3. arshineh گفته:

    مشکل حل شد 🙂

    [پاسخ]

    پویا نعمت‌اللهی پاسخ در تاريخ مهر ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۸:۵۶:

    خدا رو شکر که مشکل حل شد.

    لطفاً بعد از خواندن داستان, نظرات ارزشمندتان را هم برای من در همین جا بیان فرمایید.

    [پاسخ]

  4. لطیف حسین زاده گفته:

    سلام
    چند روزی میشه که قراره هرکسی تجربه‌ای در زمینه‌ی سانسور داره، درهرکجا که توانست،آن را منتشر کند.
    من هم می‌خواهم یه نمونه از خروار و حکایت کنم!
    ١٧تیرماه ٩١…وقتی نوریزاد نامه ی یکی ازسرداران اخراجی سپاه را منتشرکرد…
    دوسه روز بعد
    در ۲۲, تیرماه۱۳۹۱ یه مطلب پای پستش گذاشتم و درست و غلط نظرم گفتم …
    اصل مطلب واینجا
    http://beshin.blogfa.com/post/212 میتونید بخونید و سانسور شده اش و اینجاhttp://nurizad.info/?p=19306

    [پاسخ]

  5. معصومه گفته:

    خیلی جالب بود اما نتونستم نسرین رو درک کنم چرا که اون در تعهد آدمی دیگه بود برای چی اومد اونجا و برای چی بهش زنگ زد.
    اون عشق مرده بود لزومی برای نبش قبر نبود.
    اون اومد و امید رو در اون پسر برای لحظه ای روشن کرد اما دباره به عمق تاریکی ها فرو برد.

    [پاسخ]

  6. ملیحه.د گفته:

    داستانتون رو خوندم.واقعا دلیل حذف رو نفهمیدم یعنی میدونم چرا ،ولی درک نمیکنم.

    داستانتون خیلی دیالوگ داشت من هیچی از شخصیتها نمیدونم اونا فقط دارن حرف میزن راجع به یه موضوعی که فقط برا خودشون جالبه.نسرین اومده که یه عشق قدیمی رو دوباره زندخ کنده چرا باید اینکار رو بکنه وقتی نو 35 سالگی متعد میشه به یه نفر دیگه؟؟؟البته اینهانظر یه مخاطب با سلیقه عامه . نظر شخصی من.موفق باشید و سربلند . بی سانسور

    [پاسخ]

این‌جا بنا ندارم نظرات کسی را حذف یا تعدیل یا پنهان کنم. همه‌ی نظرات منتشر می‌شوند. اما به دیگران توهین نکنید. لطفاً سعی کنید آدرس ای.میل‌تان را درست بنویسید. چون اگر کسی برای‌تان پاسخی بگذارد؛ آن پاسخ، به آدرس تان ای.میل می‌شود.