بی‌عرضه‌ی ترسوی نفهمِ ساده

یکی از دوستان ما با خانم‌اش دچار اختلافاتی بودند و خانم بر طبل جدایی می‌کوبید.

طبق معمول ابتدا قرار شد موضوع از طریق ریش‌سفیدی حل‌وفصل شود.

مکالمه‌‌ی بین این خانم با بزرگان قوم پسر را از زبان یکی از حضار در جلسه بخوانید:

– بزرگان قوم مرد: پسر ما که اهل زن و زندگی است و چشم‌اش دنبال هیچ زنی نیست.

– خانم: این از بی‌عرضگی اوست

– بزرگان قوم مرد: پسر ما اهل دود و سیگار نیست.

– خانم: پسر شما ترسو است.

– بزرگان قوم مرد: پسر ما اهل الکل و مشروب و قمار نیست.

– خانم: این از نفهمی و سادگی اوست.

….

مطالب مرتبط

یک دیدگاه در “بی‌عرضه‌ی ترسوی نفهمِ ساده

  1. سلام
    جوابهای تاسف برانگیزی دادن این خانم.
    در ضمن ممنون از اینکه سری بهم زدید و حرفی. لذت بردم و دوست داشتم بیشتر می گفتید تا بیشتر بفهمم

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.