بازار متلاطم ٬ آمار متلاطم تر

یک مطلب از من در روزنامه توسعه کار شد که می توانید در اینجا بخوانید و یا در ادامه مطلب ۰

طی چند ماه اخیر پس از آغاز سال جاری شاهد بودیم كه قیمت نفت بارها دچار نوسانات نوعا قابل توجهی گردیده است. در این میان، علاوه بر فاكتور اوضاع جوی و گرمی و سردی هوا، یك عامل دیگر هم باعث دامن زدن به این وضعیت می شود كه همانا برخی آمار و ارقام آژانس بین المللی انرژی است. مثلا دوباره و چندباره این آژانس به تعدیل رشد تقاضای جهانی نفت اقدام كرد.

حتی در سال گذشته به رغم چندین بار تعدیل این شاخص، باز هم آمارهای متفاوتی از طرف آژانس ارایه شد. مثلا شاخص رشد تقاضای جهانی نفت برای سال گذشته ، حدود 2 درصد به دست می آید كه بی سابقه بوده است. این رقم با ایده هایی كه آژانس ادعا می كرد براساس آنها اقدام به برنامه ریزی و Planning كرده و یا با آمارهایی كه توسط ده شركت برتر و بزرگ جهان اعلام منتشر شده، متفاوت و حتی در برخی موارد متناقض است…….

توسعه از بازار متلاطم نفت گزارش می‌دهد

پویا نعمت‌الهی
گروه انرژی: طی چند ماه اخیر پس از آغاز سال جاری شاهد بودیم كه قیمت نفت بارها دچار نوسانات نوعا قابل توجهی گردیده است. در این میان، علاوه بر فاكتور اوضاع جوی و گرمی و سردی هوا، یك عامل دیگر هم باعث دامن زدن به این وضعیت می شود كه همانا برخی آمار و ارقام آژانس بین المللی انرژی است. مثلا دوباره و چندباره این آژانس به تعدیل رشد تقاضای جهانی نفت اقدام كرد. حتی در سال گذشته به رغم چندین بار تعدیل این شاخص، باز هم آمارهای متفاوتی از طرف آژانس ارایه شد. مثلا شاخص رشد تقاضای جهانی نفت برای سال گذشته ، حدود 2 درصد به دست می آید كه بی سابقه بوده است. این رقم با ایده هایی كه آژانس ادعا می كرد براساس آنها اقدام به برنامه ریزی و Planning كرده و یا با آمارهایی كه توسط ده شركت برتر و بزرگ جهان اعلام منتشر شده، متفاوت و حتی در برخی موارد متناقض است. این بازی گردانان نفتی (منظور ما شركت های بزرگ نفتی است) هرگز برنامه ای برای نرخ رشد تقاضای بالای5/1 درصد در سر نداشتند (به طور سالانه). حتی شركت BP و یا این اواخر ENI از ایتالیا همچنان اصرار دارند كه رشد بلندمدت «نرمال» این شاخص، حدود 35/1 درصد در سال است. از سمت عرضه برای اینكه مصرف كنندگان بتوانند یك مفهوم ثابت را به اذهان متبادر كنند، از مفهوم دیگری به نام كشش قیمتی استفاده كرده و عكس العمل این كشش را در قبال قیمت های بالای نفت بررسی می كنند، یعنی معتقدند به موازات افزایش قیمت، شاهد كاهش تقاضا خواهیم بود. از سوی دیگر چنین تصور می شود كه در صورت بالا بودن قیمت ها، قاعدتا عرضه كنندگان بیشتری وارد بازار می شوند و اگر چنین نگردد، یك بحران نفتی پدید می آید. البته هرگاه قیمت ها دچار فراریت بلندمدت شوند، آنگاه از واژه «پیش بحران» برای توصیف آن وضعیت استفاده می شود.
حال سئوال اینجاست كه اگر برآورد رشد آژانس برای سال جاری در مقایسه با سال گذشته كمتر باشد، نام آن را باید چه گذاشت؟ پاسخ به این سئوال كار آسانی نیست، ولی رفتار اوپك هم باعث شده كه اوضاع تا حدودی غامض تر شود. مثلا این سازمان قیمت 60 دلار را محور صحبت های خود قرار داده و آن را قابل دفاع می داند.. ولی درهرحال آنچه مسلم است اینكه دیگر نمی توان سطوح قیمتی پایین 50 دلار را ساری و جاری تلقی كرد. در اینجا باز هم یك سئوال دیگر مطرح می شود و آن اینكه اوپك واقعا چه حجمی از مازاد ظرفیت را در اختیار دارد. اهمیت این سئوال از آنجا ناشی می شود كه سازمان اوپك بارها طی تحلیل های خود از این شاخص استفاده كرده و آن را یكی از اهرم های كنترلی خود می داند. از سوی دیگر اگر پاسخ سئوال فوق را به طور كامل و دقیق و صحیح به دست آوریم، آنگاه قادر خواهیم بود میزان تولید و صادرات حقیقی اوپك را هم محاسبه كنیم. چندی قبل نشریه ژورنال نفت و گاز یا OIL & GAS Journal آماری را در خصوص برخی شاخص ها (نظیر تولید روزانه اوپك، متوسط تولید روزانه جهان و…) برای سال گذشته و سال قبل از آن منتشر كرد.
طبق این آمار، فقط ایران و قطر و كویت و عربستان بودند كه می توانستند درسال گذشته تولید خود را حدود 3 درصد كاهش دهند. البته مورد كشور عراق تا حدودی منحصر ب فرد بود. این نشریه معتبر نفتی مدعی شده بود كه یك افزایش مطلوبی در تولید متوسط روزانه نفت عراق پدید آمده كه سطح تولید این كشور را در سال گذشته به حدود دو میلیون بشكه رسانیده است..
نگارنده معتقد است كه قبل از ارایه هر رقم درخصوص تولید اوپك، می بایستی ابتدا مشخص كردكه این ارقام، آیا ارقام خالص (net) هستند یا خالص (gross) . می دانیم توسعه اقتصادی معمول و نرمال در یك كشور تولید كننده نفت هم اساسا با محوریت انرژی (energy-intensive) قابل تعریف است. اما اگر نگاهی به كشور عربستان بیندازیم، به راحتی می توانیم مشاهده كنیم كه تقاضای داخلی نفت این كشور در سال گذشته با نرخی حدود 5/5 درصد افزایش یافت، حال آنكه میزان رشد متوسط تولید روزانه عربستان، تنها حود 2/3 درصد بود (آمار از شركت BP اخذ شده است).
در كویت هم، براساس آمار همان منبع، نرخ رشد تقاضای داخلی حدود 10 درصد برآورد گردیده، حال آنكه به مراتب از نرخ رشد تولید روزانه بالاتر است. در كشور خودمان هم بنا به گفته مقامات رسمی كشور، در عرض این چند ساله ؛ نرخ رشد مصرف , از رقم ده درصد هم فراتر رفته ، گو آنکه نرخ رشد تولید، هرگز این اندازه نبوده است.
كاملا مشخص است الگوی تقاضای داخلی در این كشورها بسیار سریع تر، قدرتمندتر و عینی تر از تولید ملی حركت و رشد می یابد. این وضعیت حدود 90 درصد از كشورهای تولید كننده را (شامل اوپك و غیراوپكی ها) دربر گرفته است. به عبارت دیگر، خالص صادرات در تقابل با تولید ملی دچار رشد بسیار آهسته تری است. اما دقیقا حالت عكس آن هم از آن سوی طیف بازار نفت دیده می شود. یعنی تقاضای جهانی واردات نفت به مراتب در مقایسه با تقاضای مصرف، بالاتر و بیشتر است. مثلا در چند سال گذشته تقاضای جهانی با نرخ کمتری در مقایسه با تقاضای واردات آن ؛دچار افزایش می گردد. در مورد اینكه چرا چنین حالتی برقرار است، حرف و حدیث زیادی به میان آمده است، ولی ظاهرا كاهش واقعی یاactual تولید در این خصوص بی تاثیر نیست. برای بیشتر تولیدكننده های غیراوپكی (و یا شاید همه آنها) به غیراز روسیه و چند كشور آسیای میانه، این نرخ كاهشی، تقریبا خیلی بالاست، حال آنكه همین كشورها در حوزه صنعت نفت خود عموما به تكنولوژی و فناوری های پیشرفته ای مجهز هستند.
به عبارت دیگر، تولید كننده های فوق در قالب یك وارد كننده صرف یا net-importer ظاهر شده و تقاضای واردات آنها به دلیل كاهش تولید داخلی، بسیار بالاتر است. نروژ و آمریكا و انگلیس در این شمول قرار دارند و میزان ظرفیت تولید از دست رونده اینها حدود بالای پنج درصد در سال محاسبه شده است. در نروژ و انگلیس این نرخ به سرعت درحال افزایش است، حال آنكه به خاطر محدودیت های جغرافیایی و زمین شناسی، عملا فناوری های نوینی در صنعت نفت این كشورها شكل گرفته است. در مورد چین و هند هم مشابه چنین وضعیتی برقرار است و میزان كاهش سالانه تولید ملی نفت آنها روبه افزایش دارد، درصورتی كه رشد مصرف داخلی آنها با نرخی بین 5 تا 9 درصد ازدیاد می یابد

یكی از بزرگ ترین معضلات و مسایلی كه فراروی موسسات انرژی رنگارنگ غربی و وابستگان آنها (مانند آژانس بین المللی انرژی و اداره اطلاعات انرژی و شركت های نفتی و انواع و اقسام به اصطلاح كارشناسان و تحلیلگران و ناظران و ژورنالیست ها و…) كه مدافع اصلی كاهش تقاضا در قبال قیمت های بالا می باشند، این است كه پدیده موردنظر آنها در دنیای واقعی نفت، هرگز تحقق نیافته است. از سال 1999 تاكنون، قیمت ها حدود 500 درصد افزایش یافته، حال آنكه رشد تقاضای نفت در سال قبل هم دچار یك افزایش 4 درصدی گردید كه در عرض 25 ساله اخیر، بی سابقه بوده است. این دو شاهد عینی به سادگی می تواند تناقض های به وجود آمده در تحلیل آنها (و نیز مفهوم كشش قیمتی) را عیان سازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.