حروف ابجد و کاربردهای آن

اساساً حروف ابجد بر دو نوع است که عبارتند از «ابجد صغیر» و «ابجد کبیر»

ابجد صغیر به قرار ذیل است:

(الف =1 )

(ب = 2 )

 ( ج  = 3 )

 ( د = 4 )

 (ه = 5 )

 ( و = 6 )

( ز = 7 )

( ح = 8 )

( ط = 9 )

( ی = 10 )

( ک = 8 )

 ( ل = 6 )

 ( م = 4 )

( ن = 2 )

( س = ساقط )

( ع = 10 )

( ف = 8 )

( ص = 6 )

( ق = 4 )

( ر = 8 )

( ش = ساقط )

( ت = 4 )

( ث = 8 )

( خ = ساقط )

( ذ = 4 )

( ض = 8 )

( ظ = ساقط )

( غ = 4 )

و  ابجد کبیر هم بر این قسم است:

(الف =1 )

(ب = 2 )

( ج  = 3 )

( د = 4 )

(ه = 5 )

( و = 6 )

( ز = 7 )

( ح = 8 )

( ط = 9 )

( ی = 10 )

( ک = 20 )

( ل =30 )

( م = 40 )

( ن = 50 )

( س = 60 )

( ع = 70 )

( ف = 80 )

( ص = 90 )

( ق = 100 )

( ر = 200 )

( ش = 300 )

( ت = 400 )

( ث = 500 )

( خ = 600 )

( ذ = 700 )

( ض = 800 )

( ظ = 900 )

( غ = 1000 )

این تصویر هم کمک می‌کند.

=================

از این حروف هشت کلمه ساخته‌اند بدین ترتیب:

ابجد، هوز، حطی، کلمن، سعفص، قرشت، ثخذ، ضظغ.

برای سهولت حفظ، شعری در این رابطه سروده شده است:

یگان یگان شمر «ابجد» حروف تا «حطی»‏

 چنانچه از «کلمن» عشرعشر تا «سعفص»‏

پس آنگه از «قرشت» تا «ضظغ» شمر صدصد

 دل از حساب جمل شد تمام مستخلص

در گذشته‌ها، کاربردهایی هم برای این حروف قائل بودند…

…. هر گاه بخواهید طالع شخصی را پیدا کنند:

باید نام و نام مادر او را به ابجد کبیر در آورده و با هم جمع کنید ، سپس حاصل جمع را تقسیم بر 12  کرده و باقیمانده‌، معادل طالع شخص محسوب می‌شود.

توجه!

هرگاه باقیمانده صفر باشد، باید «نام» تنها را تقسیم بر دوازده کنید و باقیمانده، طالع آن شخص می‌شود.

 باید توجه داشت که فرق حروف ابجد با حروف فارسی این است که در حروف فارسی 32 حرف داریم اما در ابجد 28 حرف داریم و فرق آنها در 4 حرف  ( گ- چ- پ- ژ ) است  و در هنگام استفاده از حروف ابجد در فارسی این حروف حذف می‌شوند.

مانند آقای «هوشنگ» بنت «ژاله» وقتی می‌خواهیم طالع آقای هوشنگ را حساب کنیم به طریق زیر عمل می‌شود:

     (  ه        و        ش        ن       گ )      بنت     (  ژ     ا      ل      ه )

    (    5        6        300     50     خالی )   بنت  ( خالی    1    30    5  )

                     (  361  )               +               (   36  )

پس جمع عدد هوشنگ به  عدد ابجد  کبیر می‌شود:

50 + 300 + 6 + 5 = 361

جمع عدد ژاله به ابجد کبیر می‌شود:

5 + 30 + 1 = 36

مجموع «نام» و «نام مادر» عبارت است از:

361 + 36 = 397

چون که  دوازده طالع در سال داریم، عدد حاصله را تقسیم بر 12 کرده  و باقیمانده از تقسیم، همان  طالع هوشنگ است.

  397 را   تقسیم بر 12 کرده و نتیجه‌ی باقیمانده  (1 )‌ می‌شود ، که معادل «حمل» است.
نکته: ترتیب ماه‌های سریانی به این شکل است:

برج‌ها دیدم که از مشرق برآورند سر

جمله در تسبیح و در تجلیل حی لا یموت

چون «حمل» چون «ثور» چون «جوزا» «سرطان» و «اسد»

«سنبله» «میزان» و «عقرب» «قوس» و «جدی» و «دلو» و «حوت»

یک کاربرد دیگر: موارد ازدواج

 

هر گاه بخواهید حساب کنید که آیا آقای «محمد» زاده‌ی «مریم» با خانم «فاطمه» زاده‌ی «بتول» می‌توانند ازدواج بکنند یا نه و آیا ستاره‌ی این دو نفر با هم جفت هست یا نه و  در آینده تا آخر با هم زندگی می‌کنند یا نه؛ از همین حروف ابجد استفاده می‌شود.

    اول «نام» و «نام مادر» هر دو را به ابجد کبیر در آورده:

برای مثال ما:

اول آقای  (م   ح   م   د)   زاده‌ی    (م     ر     ی      م)

           40 ، 8 ،40 ،4      40 ، 200 ،10 ، 40

    خانم  ( ف    ا    ط    م    ه)   زاد‌ه‌ی     ( ب     ت     و     ل)

          80 ، 1 ، 9 ، 40 ، 5            2 ، 400 ،  6 ،  30

جمع عدد محمد 92 + جمع عدد مریم 290 

در مورد خانم هم:          438 + 135

  573               +               382       = 955 

مجموع چهار اسم بالا برابر است با :955

اکنون 955 را بر 5 تقسیم می‌کنیم که باقی‌مانده معادل (0) است.

اگر باقیمانده‌ی تقسیم بالا ( 1 ) یا  ( 3 ) یا  ( 5  )  شود، این دو به هم می‌رسند و ستاره‌ی آن‌ها جفت است و تا  آخر با هم زندگی می‌کنند.

اگر باقیمانده تقسیم ( 2 ) یا ( 4 ) باشد،  این دو نفر به هم نمی‌رسند وستاره‌ی آن‌ها جفت نیست و تا آخر با هم زندگی نمی‌کنند.

توجه!

هرگاه  باقیمانده‌ی تقسیم صفر شود،  معلوم می‌شود که یک طرف از خانواده‌ی طرفین با ازدواج موافق نبوده و ستاره‌ی آن‌ها به طور قطعی جفت نیست.

مثال ما شامل این بند می‌شود.

ثبت ماده تاریخ

برای تاریخ وفات و یا ولادت هم از «ماده‌تاریخ» استفاده می‌شد.

 مثلا با استفاده از حروف ابجد، به دلیل آن که امضای مشروطیت در ۲۴ ذیقعده سال ۱۳۲۴ قمری رخ داد، لذا ‌ماده‌تاریخ  آن  براساس حرف ابجد به «عدل مظفر» مشهور شد.

(جمع اعداد منتسب به هرکدام از این حروف طبق ابجد کبیر؛ همان ۱۳۲۴ می‌شود).

در مورد ساختن ماده تاریخ،در این‌جا توضیحات خوبی وجود دارد.

۷۲۱ نظر برای “حروف ابجد و کاربردهای آن”

  1. Sahar گفته:

    سلام
    اسم من فاطمه اسم مادرم زهراست
    میشه حساب کنید اسم من تو جمع کدام اسامیه اشرافی حادثه افرین یا عرفانی؟
    ممنون میشم اگه جواب بدین

    [پاسخ]

  2. فرزانه گفته:

    سلام میخوام بدونم اگر جزو دسته ی حادثه ساز قرار بگیریم باید چکار کنیم؟؟؟اسم اون شخص باید عوﺽ شه؟؟

    [پاسخ]

این‌جا بنا ندارم نظرات کسی را حذف یا تعدیل یا پنهان کنم. همه‌ی نظرات منتشر می‌شوند. اما به دیگران توهین نکنید. لطفاً سعی کنید آدرس ای.میل‌تان را درست بنویسید. چون اگر کسی برای‌تان پاسخی بگذارد؛ آن پاسخ، به آدرس تان ای.میل می‌شود.