سهم من از تور دوبی

در این چند مدته پیشنهاد های زیادی برای یک مسافرت به دوبی داشتم که خصوصا در ایام نوروزهم  بیشتر شده بود .  هرچند این بنده اساسا اهل تجارت و معامله نیستم ، ولی حداقل از این بابت خوشحالم که اینگونه پیشنهاد ها ، باعث گردید که مطلبی را در این باب قلمی کنم. شاید سهم ما هم از مسافرت دوبی و تجارت ، همین مطلب باشد که البته هرگز حق التحریری هم نخواهد داشت. !!!

به زودی (و یا شاید هم اكنون)، دبی سومین قطب اقتصادی ایرانیان تبعیدی می شود (و یا شده است) .  براساس یك سری تحقیقات؛ نشان داده شده كه در دو ساله گذشته حدود ۲۰ میلیارد دلار سرمایه با ارزش ایرانیان به دبی منتقل گردیده است. سرمایه گذارانی كه سرمایه ها و دارایی های خود را به دبی انتقاد داده اند، مقوله امنیت سرمایه گذاری را اساسی ترین دلیل خود ذكر كرده كه عوامل دیگری نظیر بهره بانكی و تسهیلات دیگر هم در این خصوص بی تاثیر نبوده است. آژانس های مسكن در دبی تبلیغات زیادی به راه انداخته كه نه تنها در رسانه های ایرانیان تبعیدی حجم عمده ای از تبلیغات را اشغال كرده، بلكه حتی در رسانه ها ونشریات وطنی هم به این گونه تبلیغات برمی خوریم. اینها سعی دارند سرمایه داران را برای تبدیل پول خود به دلار و سپس خرید واحدهای اقامتی و تفریحی و آپارتمان وملك و مغازه تشویق كنند.

چندی قبل یكی از مقامات ایرانی گزارش تكان دهنده ای از وضعیت انتقال سرمایه به دبی ارایه كرد. در گزارش وی آمده بود كه فروش مستغلات در دبی، زمینه ساز اصلی جذب سرمایه های ایرانی بوده كه به لحاظ وجود زیرساخت های مناسب و همچنین امكان تحصیلات و نیز وجود فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی قوی و آرامش اجتماعی و نبود منازعات سیاسی، شرایط مناسبی برای جذب سرمایه ها در دبی پدید آمده است. مضاعف بر ایرانیانی كه در دبی زندگی می كنند، تبعیدیان ایرانی از گوشه و كنار جهان كه به خاطر معضلات سیاسی امكان ورود و زندگی در ایران را ندارند هم به این جمع اضافه شده اند. هر دو گروه این منطقه را به خاطر نزدیكی و مجاورت و شباهت فرهنگ ها به یكدیگر انتخاب كرده اند، گویی هنگامی كه در دبی هستی، در ایران هستی.

بار ها مشاهده شده که بخاطر یک حرف نسنجیده مقامات و یا به دلیل تحمیل شرایط نامطلوب به بازار های داخلی ؛ به یکباره حجم عظیمی از سرمایه های کشور به آنسوی آب فرار کرده است . یعنی جایی که مقامات اماراتی با آغوش باز؛ آماده به دامن گرفتن این سرمایه ها و نیز؛ صاحبان آنها بوده اند.

این مقام ایرانی در قسمت دیگری از گزارش خود چنین ذكر می كند كه معضلات ناشی از بی ثباتی مدیریت پروژه ها در ایران، ایجاد مزاحمت برای سرمایه گذاران، عدم توجه به عامل زمان دراجرای پروژه های بزرگ و محافظه كاری بیش از حد مدیران وطنی هم از دیگر دلایل عمده پرواز سرمایه از ایران به دبی است……

به زودی (و یا شاید هم اكنون)، دبی سومین قطب اقتصادی ایرانیان تبعیدی می شود (و یا شده است)، دپارتمان اقتصادی وزارت امور خارجه براساس یك سری تحقیقات نشان داده كه در دو ساله گذشته ورود 12 میلیارد دلار سرمایه با ارزش ایرانیان به دبی منتقل شده است. سرمایه گذارانی كه سرمایه ها و دارایی های خود را به دبی انتقاد داده اند، مقوله امنیت سرمایه گذاری را اساسی ترین دلیل خود ذكر كرده كه عوامل دیگری نظیر بهره بانكی و تسهیلات دیگر هم در این خصوص بی تاثیر نبوده است. آژانس های مسكن در دبی تبلیغات زیادی به راه انداخته كه نه تنها در رسانه های ایرانیان تبعیدی حجم عمده ای از تبلیغات را اشغال كرده، بلكه حتی در رسانه ها ونشریات وطنی هم به این گونه تبلیغات برمی خوریم. اینها سعی دارند سرمایه داران را برای تبدیل پول خود به دلار و سپس خرید واحدهای اقامتی و تفریحی و آپارتمان وملك و مغازه تشویق كنند.

چندی قبل یكی از مقامات ایرانی گزارش تكان دهنده ای از وضعیت انتقال سرمایه به دبی ارایه كرد. در گزارش وی آمده بود كه فروش مستغلات در دبی، زمینه ساز اصلی جذب سرمایه های ایرانی بوده كه به لحاظ وجود زیرساخت های مناسب و همچنین امكان تحصیلات و نیز وجود فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی قوی و آرامش اجتماعی و نبود منازعات سیاسی، شرایط مناسبی برای جذب سرمایه ها در دبی پدید آمده است. مضاعف بر ایرانیانی كه در دبی زندگی می كنند، تبعیدیان ایرانی از گوشه و كنار جهان كه به خاطر معضلات سیاسی امكان ورود و زندگی در ایران را ندارند هم به این جمع اضافه شده اند. هر دو گروه این منطقه را به خاطر نزدیكی و مجاورت و شباهت فرهنگ ها به یكدیگر انتخاب كرده اند، گویی هنگامی كه در دبی هستی، در ایران هستی.

این مقام ایرانی در قسمت دیگری از گزارش خود چنین ذكر می كند كه معضلات ناشی از بی ثباتی مدیریت پروژه ها در ایران، ایجاد مزاحمت برای سرمایه گذاران، عدم توجه به عامل زمان دراجرای پروژه های بزرگ و محافظه كاری بیش از حد مدیران وطنی هم از دیگر دلایل عمده پرواز سرمایه از ایران به دبی است.البته دلیل اصلی موفقیت كمپانی های فعال در حوزه املاك و مستغلات، همانا استفاده از مشاوران فنی و زبده و نیز پیمانكاران صدیق و قوی در اجرای پروژه ها است.برای تشویق سرمایه گذاران، دولت باید امكان حضورو فعالیت كمپانی ها را در مناطق آزاد فراهم آورده و اساسا هر جا كه پروژه بزرگی در جریان است، می بایستی نقش دولت در یك تسهیل كننده و جاده صاف كن مشكلات بروزیابد. در عین حال، به كارگیری مشاوران خارجی در اجرای پروژه ها می تواند از فرار سرمایه جلوگیری كند، چرا كه اگر زیرساخت های لازم فراهم نیاید، قاعدتا سرمایه گذرای هم صورت نمی گیرد. به رغم تبلیغات زیاد برای تشویق مشاركت در بخش خصوصی، متاسفانه در چند ساله گذشته، كل سرمایه گذاری در كشور، روند مطلوب و رو به رشدی را نشان نمی دهد.

مقایسه ای بین میزان سرمایه گذاری در مناطق آزاد ایران با دبی، حاكی از یك شكاف عمیق است. سرمایه گذاران ایرانی كه دبی را یك مكان امن برای سرمایه های خود می پندارند، در اولین قدم اقدام به خرید ملك و مستغلات می كنند. این گروه معتقدند كه خرید مستغلات و یا آپارتمان و یا واحدهای اقامتی می تواند آینده فرزندانشان را تامین كند، گو آنكه دولت امارت هم شرایط قراردادها و مقررات سرمایه گذاری را به گونه بسیاردلچسبی تسهیل نموده است. در عوض، سرمایه گذاران خارجی كه در این یكی دو سال گذشته به ایران آمده اند، از پذیرایی و خوشامدگویی سرد مقامات ایرانی چندان دل خوشی نداشته و به ناچار به دامان دبی غلطیدند. كشور امارات و خصوصا دبی به زودی، صاحب یك جامعه ایرانی در بطن خود خواهد بود و پس از آمریكا و كانادا، سومین مركز تجمع سرمایه های ایرانی لقب خواهد گرفت (از نقش موثر و مهم رسانه ها در این خصوص هیچ گاه غفلت نورزیم).

آمار موجودحاكی است پروژه هایی به ارزش نیم میلیارد تا یك میلیارد دلار در امارات، از سرمایه های ایرانیان در دست اقدام قرار دارند. هر ماهه، آژانس های مسافرتی ایران، حدود یك هزار سورتی پرواز به امارت دارند كه به راستی چگونه می توان این حجم عمده انتقال بار و مسافر و پول را توجیه كرد و چگونه این وضعیت پدید آمده كه اكنون حتی نمی توان جلوی آن را گرفت؟

حدود یك دهه قبل بود كه دولت وقت، هزینه های سرسام آوری را برای ایجاد مناطق آزاد متحمل شد تا از این طریق، جلوی فرار و پرواز سرمایه را بگیرد. اما چه سود كه قوانین سختگیرانه و ناكارا باعث گردید كه سرمایه گذاری هنوز هم پس از سیزده سال از ایجاد مناطق آزاد، امری غیراقتصادی و ناایمن جلوه كند. در همین حال، برخی منابع معتقدند براساس قوانین و قواعد اقتصاد، وجود این مناطق آزاد درایران، می تواند راسا یكی از عوامل فرار سرمایه باشد.

كارشناسان می گویند: جذب سرمایه های خارجی و همچنین ممانعت از فرار سرمایه های داخلی، مستلزم فراهم آوردن برخی تسهیلات بسترهای زیرساختی است كه این مهم، صرفا از طریق سرمایه گذاری حاصل می آید. اساسی ترین پیش شرط تحقق این مطلوب، همانا پدیدآوردن امنیت برای سرمایه و سرمایه گذاران است كه قاعدتا ریسك اقتصادی را كاهش می دهد. در این خصوص، آمار و ارقام متعددی از سوی نهادهای بین المللی برای تعیین شاخص ریسك سرمایه گذاری ارایه گردیده، ولی آنچه مسلم است اینكه ثبات سیاسی و رفتارهای جامعه بین المللی در قبال كشورمان می تواند تاثیر مستقیمی بر پروسه جذب سرمایه در كشور داشته باشد.سرمایه  داران جهان و عرب جمله ای دارند كه می گوید: سرمایه،ترسو و خجل است. به همین خاطر قبل از اقدام به سرمایه گذاری، می بایستی سرمایه گذار در مورد سرنوشت سرمایه اش مطمئن باشد. موقعیت جغرافیایی ایران و مرز مشترك با 15 كشور، اصلی ترین ركن خداداد مزیت نسبی كشور در امرتجارت می باشد كه باید از آن به بهترین شكل ممكن بهره گرفت.

استان ها می بایستی نقش فعال تری داشته و راسا حق و حقوق سرمایه گذاران را با هدف جذب سرمایه ها تضمین كنند (چه داخلی و چه خارجی). اگر دولت این كار را به خوبی صورت نمی دهد، خود استان ها این مهم را برعهده گیرند. این، آخرین فرصت است. راستی 12 میلیارد دلار، چند تا صفر داشت؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.