خیانت

چند روز پیش یکی از دوستان داشت فرآیند خیانت به زن‌اش را توصیف می‌کرد.

که طرف را چه‌جوری تور کرده و کجا رفته‌اند و چه‌ها که نکرده‌اند.

عق‌ام گرفت از این همه وقاحت و بی‌انصافی.

ما مردها چقدر برای توجیه یک خیانت، دلیل می‌آوریم. دقیقاً شبیه معلم‌های ریاضی می‌شویم. اصرار داریم که «جواب» به اندازه‌ی «راه‌حل» اهمیت ندارد. تن‌دادن به واقعیت‌ها را فقط به‌خاطر خوبی‌های شریک زندگی‌مان به تعویق می‌اندازیم.

وقتی کمیاب‌ترین ماده‌ی روی زمین، قطره‌های عرق در کشاکش یک هم‌آغوشی طولانی است. وقتی دل‌انگیزترین صدای زندگی، ناله‌ی هیجان جنسی با یک نوای غیرهمیشگی است. وقتی …

بلانسب؛ ما مردها فقط آرزوی عاشق‌شدن را داریم. اما فکر می‌کنیم همیشه امکان کپی‌کردن هست. آیا عشق  هم مثل چیزهای دیگر، فقط نسخه‌ی اوریژینال‌اش خوب است. اصلاً چنین نسخه‌ای وجود دارد؟…

یک دیدگاه برای ”خیانت

  1. پویا سلام
    به حقیقت ما در یافتن معنی عشق ناتوانیم درست گفتی آنچه برای ما مردها مهم است هیجاناتی است که وقتی فروکش کرد تازه میفهمیم بیهوده تر از آنست که فکر ما را به خود مشغول بدارد واقعا چقدر کم است قطراتی که تو گفتی . ما مردها برای فهمیدن این چیزها به سالیان دراز محبت و ایثار همسر به خنده های شاد کودکانمان و به خیلی چیزهای دیگر نیاز داریم .

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.