چرا آمارهای اقتصادی احمدی‌نژاد، صحیح نیست؟

قرار بود یادداشت زیر در روزنامه‌ی اعتماد مورخ 19 خرداد منتشر شود. در آخرین لحظات ضمن تماسی که با آن‌ها داشتم، باخبر شدم بخش‌نامه‌ای برای تمامی روزنامه‌ها ارسال شده که طی آن، هرگونه نقد علیه کاندیدها ممنوع شده است!!

حالا این یادداشت را در همین سایت بخوانید.

===============

مقارن وقایع سیاسی مهم در کشور (مانند همین انتخابات ریاست‌جمهوری)، عموما تعداد زیادی از دستگاه‌های دولتی، آمار و ارقام عملکرد خود را ارائه می‌کنند که بیشتر ناظر بر عملکرد مطلوب فعالبت‌های دولت در آن زمینه است.
اولین سؤالی که ذهن یک کارشناس اقتصادی را در این موارد کنجکاو می‌کند، این است که در عین «رسمی» بودن این گزارش‌ها، چه موضعی باید در قبال آن‌ها بگیرد؟ آیا این آمارها به صرف رسمی بودن، قابلیت استفاده برای تحلیل‌های کارشناسی را دارد یا خیر؟
پاسخ این سؤال، چندان سهل و آسان نیست؛ اما در هر حال، یک کارشناس مستقل، همواره به دیده‌ی شک و تردید به این آمارها نگاه می‌کند.
ولی دلیل این تردید‌ها را باید در کجا جستجو کرد و اساساً چرا کارشناسان اقتصادی کشور، دچار این شبهات شده‌اند.
برای جواب به این سؤال، باید ابتدا به این نکته توجه کرد که مقامات اقتصادی و اجرایی دولت نهم، عمدتا از ارائه‌ی آمار «صریح» و «شفاف» اقتصادی به هر شکل ممکن طفره می‌روند.
به طور کلی عمق بدبینی کارشناسان نسبت به آمارهای دولت فعلی، ناشی از سه عامل است:
عامل اول این‌که آمارهای فوق در بسیاری از موارد، متناقض است. به بیان دیگر، برای یک شاخص معین، شاهد ارائه‌ی چندین رقم هستیم که از قضا تفاوت‌های معناداری هم با یکدیگر دارند.
عامل دوم این‌که این آمارها تا حدود زیادی مغلوط و ناصحیح به نظر می‌رسند که البته احتمالاً به خاطر روش‌های اندازه‌گیری (انتخاب جامعه و نمونه و تعمیم و تعیین شاخص و تعداد متغیرها و اندازه‌ی آن ها و شیوه‌های محاسبه و …) است. در بهترین حالت، آمارهای ارائه‌شده، نمی‌تواند که درک درستی را از پدیده‌های تحت بررسی به دست بدهد. روشن است که این محدودیت‌ها، همگی بنا به تصمیم «آمار‌سازان» قابل تعیین است تا بتواند مقدار عددی مورد نظر را به دست بدهد (و یا به آن نزدیک شود).
و بالاخره این‌که آمارها، در شکل خام (اصطلاحاً شاخص‌های نسبی) عرضه می‌شوند که البته کاربردها و مصارف عمومی و غیرکارشناسی دارند. این شاخص‌ها می‌بایستی توسط مبانی قابل‌قبول و علمی و بر حسب واحد‌های اندازه‌گیری متناسب با خودشان تعدیل گردند تا بتوانند امکان استفاده در تحلیل‌ها را داشته باشند.
حتی اگر بپذیریم که چنین فرآیندی در چرخه‌ی تهیه‌ی آمارهای معتبر رعایت شوند، ولی باز هم کم‌تر پیش می‌آید که کارشناسان مستقل اقتصادی از چنین شاخص‌هایی بهره‌ی لازم را ببرند (خصوصاً اگر منویات عامه‌پسند و غیرواقعی  را هم در تهیه‌ی آن‌ها دخیل بدانیم!).
در این مدت بعد از ارائه‌ی آن آمارهای مخدوش، اقتصاددانان داخلی به کرات در مورد آن‌ها نقطه‌نظراتی ارائه کرده‌اند که در جای خود قابل توجه است.
از این رو جهت استفاده‌ی هم‌وطنان محترم، تصمیم گرفتیم صرف‌نظر از نسخه‌های داخلی این آمارها، تعدادی از این شاخص‌های اقتصادی کشور را به نقل از منابع معتبری چون «صندوق بین‌المللی پول» و «بانک جهانی» ذکر می‌کنیم و مقایسه‌ی بین آن‌ها و شاخص‌های ارائه‌شده‌ی اخیر را به خوانندگان محول می‌سازیم (البته اگر این نهاد‌ها را به عنوان مراجع شناخته شده‌ی فرادولتی قبول داشته باشیم و ظاهراً رئیس دولت هم در یکی از مناظره‌هایشان، تلویحاً اعلام کردند که آمارهای ارائه‌شده  توسط ایشان مطابق با آمارهای رسمی بین‌المللی است که  بد نیست نگاهی به صحت این ادعا داشته باشیم)

به طور مشابه در سایر زمینه‌ها می‌توان آمارهای مشابهی پیدا کرد که بالکل با آمارهای رئیس‌جمهور محترم در تناقض آشکاری قرار دارد.
برای مثال بر اساس آمارهای بانک جهانی در مورد کشورمان داریم:

همچنین با وجود شعارهای غرایی که در حمایت از تولید و صنعت دتوسط این مقامات دادهمی‌شود، ولی در یکی از گزارش‌های بانک جهانی مشاهده می‌شود که حمایت از سرمایه‌گذار در ایران از نرخ بسیار پایینی برخوردار است و مثلا شاخص مربوطه در ایران حدود رقم 3 محاسبه شده که همین شاخص برای کشور عراق و اردن حدود  3/4  و برای عمان هم عدد 5 به دست آمده است.
این رقم به راحتی وضعیت سرمایه‌گذاری در کشور را از حیث انگیزه‌های  ورود به بخش تولید به تصویر می‌کشد که البته عینیت آن را هم در بخش ‌های مولد اقتصاد کشور به چشم دیده‌ایم.
به هر تقدیر کاملاً واضح است که چنین آمارهایی (منظور همان آمارهایی است که توسط متولیان دولتی ارائه می‌شود)، نمی‌تواند چندان مورد توجه و استفاده‌ی کارشناسان و اقتصاددانان مستقل داخلی قرار گیرد.

یک دیدگاه برای ”چرا آمارهای اقتصادی احمدی‌نژاد، صحیح نیست؟

  1. من یک شهروندی هستم با بیش از 50 سال عمر. مدتی است که زندگی کاری و خانوادگی ام در چنگال سرطانی که وجود همسرم را گرفته است بشدت در شرایطی ÷ر فشار و تنش قرار گرفته است. دسترسی به منابع مالی نامشروع و یا روشهای نا ÷سند هم کم نیست ولی تربیت و اعتقاد مختصر به قیامت به من اجازه دست اندازی به مال مردم نداده است. در همین مدت مضایق فراوانی را متحمل شده ام. تقریبا 16 ساعت کار میکنم و بسختی می توانم هزینه های سنگین زندگی خود و خانواده ام را در کنار هزینه های درمان تامین کنم. عنایت خداوند متعال تا کنون موجب گردیده تا من بیش از حد شرمنده خانواده ام نباشم ولی فشار شدید کار وجودم را بشدت آزرده اساس کارم با کام÷یوتر است و بسرعت در حال از دست دادن بینایی هستم و فاصله میان تعویض عینکم چشمم که اسباب کارم تلقی می شود روز بروز کوتاهتر میشود. نمیدانم چرا اینها را برای شما می نویسم. فقط اینرا می دانم که هیچ فرصتی برای ÷رداختن به کسانی که تمام شبانه روز را برای آنان تلاش میکنم ندارم. چون توان مالی مناسبی ندارم از تهیه دفتر کار باز ماند ام و در گوشه از خانه ام مشغول بکارم. گاه میشود که دو تا سه هفته حتی فرصت چند گام خارج شدن از منزل را ندارم. فشارهای فکری موجب گردیده تا بدون داروهای ضد افسردگی که مرا بشدت در چنگال خود گرفته است نتوانم سپری کنم. از کسی چیزی نمی خواهم. فقط می خواهم بگویم برادر برای نان حلال و تامین معاش خانواده و هزینه های بیماری همسرم کارم خیلی سنگینتر از زمانی شده است که در سنگرهای دفاع داوطلبانه در خط مقدم می جنگیدم. اختلاف طبقاتی و عدم تامین اجتماعی مردمی که من هم یکی از آنان هستم آزار دهنده شده است. برای فرزندان جوانم جواب معقولی برای این فاصله ندارم نمیدانم مقصر کیست شاید حتی ندانم تقصیر چیست اما همینقدر میدانم که حیثیت خانوادگی من و ما در خطر است و کسی که می خواهد سکاندار این دولت باشد باید بدور از شعار کاری کند تا بار ما از دلهایمان بر شانه هامان باشد بار شانه هایمان را با کم و زیادش می کشیم اما باری که بر دل و جان ما نشسته است بیرون از طاقت ماست. بفکر مردم و مضایق آنان باشیم. دنیای بی ارزشی است و دیر یا زود و یا سخت و سهل در گذر است اما مرد را نشاید که شرم مردی را در مقابل خانواده اش ببیند و دم نزند و کاری نکند.

    [پاسخ]

  2. تا اندازه ای درست است. اما بعضی از شاخصهای من در آوردی نیز در این دوره رواج پیدا کرده مثلاً امده اند از نرخ رشد دوباره رشد گرفته اند تا بتوانند به زور روند صعودی را نمایان کنند یا نسبت واردات به صادرات و …..
    در وبم مطلبی در مورد این شاخصها نوشتم با تاکید بر ظریب جینی که نشان میدهد که مغلطه در این موارد تا کجاست.
    استفاده کردم موفق باشی

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.