قیمت کتاب و لولوی تورم!

یکی از سایت‌ها، نگاهی به استقبال مخاطبان از کتاب‌های منتشره در این چند‌ماهه‌ی اخیر داشته و رونق مؤسسات انتشاری را به فال نیک گرفته است.

البته که این واقعه را باید یک رخداد خجسته و مایه‌ی شادمانی دانست.

اما در قسمتی از این یادداشت، اشاراتی هم به قیمت‌های کتاب‌ها وجود دارد و خصوصاً این‌که گفته شده که کتاب‌ها با قیمت‌های «گران» عرضه می‌شوند.

اتفاقا می‌خواهم در همین مورد صحبت کنم.

در ابتدا به‌نظر می‌رسد که قشر کتاب‌خوان و دوستداران کتاب، به‌ندرت اظهارنظری در این باب می‌کنند. نگاهی به مصاحبه‌های بیهوده و  و استدلال‌های مجعول در رسانه‌ی ملی بیندازیم.

بحث من اصلاً به کم‌کاری و یا سوءمدیریت بخش فرهنگی جامعه و متولیان کلان این حوزه ربطی ندارد؛ بلکه این یادداشت بیشتر معطوف به بخش عمومی و مخاطبان حوزه‌ی کتاب (عمدتاً مخاطبان عام؛ برای مثال یکی مانند خودم) است.

نمی‌خواهم وارد بحث مکرر نرخ پایین کتاب‌خوانی در کشور بشوم. به آمار و ارقام متناقض هم کاری ندارم.
نکته ی مورد نظر من، همانا ذهنیت مخاطبین «کتاب» در جامعه است.

سؤال اساسی این است که آیا واقعاً کتاب، یک کالای «گران» است؟

ساده‌ترین راه برای پاسخ به این سؤال، توسل به لولوی «تورم» است که این روزها همه‌ی مردم حتی بخت و اقبال نکبتی‌شان را هم منتسب به همین تورم می‌دانند و لعن و نفرین‌اش می‌کنند!

اما آیا از منظر علمی می‌توان اظهار داشت که کتاب، در زمره‌ی محصولات «گران‌قیمت» قرار دارد؟

در این رابطه باید نگاهی به شاخص‌های اقتصادی بیندازیم

بانک مرکزی در مقاطع مختلف، یک‌سری آمارها را به صورت دوره‌ای محاسبه و اعلام می‌کند. یکی از این آمارها؛  با عنوان کلی «نماگرهای اقتصادی» شناخته می‌شود که به صورت فصلی هم منتشر می‌شود. در ذیل این نماگر، به قسمت «شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی»  می‌رویم تا ببینیم آمارهای اقتصادی چه حرفی دارند.

قبل از آن باید به شیوه‌ی محاسباتی بانک مرکزی هم اشاره کنیم. این بانک، سبدی از کالاها را در هر قسمت تعریف کرده و به صورت دوره‌ای تغییرات قیمت آن‌ها را ثبت کرده و سپس بر اساس وزن هرکدام، شاخص را تعریف و محاسبه می‌کند.

در قسمت شاخص بهای کالاها و خدمات شهری و مثلاً در آبان ماه 1388 (100=1383) و در گروه “تفریح و امور فرهنگی”، این شاخص نسبت به ماه قبل خود، حدود  شش‌دهم رشد داشته که به نسبت سایر اقلام، رقم اندکی است.

در نماگرهای اقتصادی سه‌ماهه‌ی چهارم 1387 و بر اساس روند قیمت‌ها، شاخص بهای تفریح و امور فرهنگی در سال‌های 1384  تا  1387، واجد کمرین رشد در میان سایر شاخص‌های بها بوده است. برای سه‌ماهه‌ی اول سال 1388  هم مشابه همین حالت برقرار است.

حتماً برای همه‌ی ما پیش آمده که به بقالی محل‌مان مراجعه کرده و کالایی را خریده‌ایم. یک ماه بعد برای خریدن همان مقدار کالا هم مجبور به پرداخت وجه بیشتری بوده‌ایم.

این وضعیت از کوچکترین  مایحتاج منزل گرفته تا خورد و خوراک و پوشاک و تفریح و …؛ مصداق داشته و دارد.
اما با این اوصاف و با وجود این حجم از بدیهیات، نمی‌دانم چرا همه ی کاسه و کوزه‌ها بر سر این «کتاب» بیچاره خراب می‌شود. انگار این کتاب است که باید معرف پدیده‌ی «تورم» باشد!

نکته‌ی مهم در قبال این وضعیت، نوع عکس‌العمل دو قشر مردم (یعنی قشر «کتاب‌خوان و دوستدار کتاب» در کنار قشر «بیگانه از کتاب») است.

جماعت «کتاب‌دوست»، محصول موردنظرش را تحت هر قیمتی تهیه می‌کند (همان‌گونه که گوشت و برنج و میوه و … را برای ادامه‌ی حیات خود  به هر قیمتی که باشد به دست می‌آورد). این گروه تورم در قیمت کتاب را به‌مثابه‌ی تورم در قیمت سایر کالاها و ملزومات مورد نیاز خود، می‌پذیرد.

نگاهی به اطراف خود بیندازیم. انصافاً اغلب افرادی که دوری از کتاب را با توسل به گران‌بودن کتاب توجیح  می‌کنند؛ هیچ جایی در گروه «کتاب‌خوان‌ها» ندارند.

دسته‌ی «بیگانه از کتاب»، عمدتاً به زور و اجبار (مثلاً به خاطر مسائل تحصیلی  و یا ژست‌های روشنفکرانه و یا مناسبت‌ها و …) به سمت کتاب می‌روند و چون این اتفاق هم دیر به دیر می‌افتد؛ لذا تورم انباشته‌ای را در قیمت کتاب‌ها ملاحظه می‌کنند.

خلاصه کنم. نتیجه این‌که[کتاب، یک کالای گران نیست]. همین و بس!

یک دیدگاه برای ”قیمت کتاب و لولوی تورم!

  1. سلام پویا جان… از زحمتت ممنون اما در چند مورد لازم است مواردی یادآوری شود: بحث مقاله بر سر دو موضوع آمار کتابخوانی و رونق موسسات انتشاراتی است که گفته ای باید به فال نیک گرفت… البته با نگاهی به امارهای واقعی در بازار کتاب و حتا امار های رسمی فروش واقعی کتاب ها در چند بخش خاص است مثلا در بخش های آموزشی( کمک درسی ها) و مذهبی. در ضمن رانت هایی که در این رابطه وجود دارد و کتاب ها را برای نهاد ها و … خریداری های کلان می کنند هم نمی توان در سبد خوراک فرهنگی مردم جای داد و این شادی را کرد که نو نوار شده است کار… بیشتر نوعی دوپینگ است و تزریق مصنوعی در رگ ها… در مورد قیمت کتاب ها نیز با توجه به اینکه قشر کتاب خوان عمومی به دنبال غذای فرهنگی خود هر مبلغی را بابت ان غذا می پردازد هم بیشتر باید به کتاب خوان های کتاب های روانشناسی و برخی از آینده نگری ها(پیشگویی ها) و … اشاره کرد که کلا رقم بالایی ندارند. حتا کتاب هایی با داستان های کوتاه … جالب تر می شود زمانی که ببینیم کتاب خوان های واقعی(جدای از کتاب خوان های پیشگویی ها و …) هزینه های بالاتری را برای دالنود کتاب های زیر زمینی و یا خرید آن ها می پردازند که از روی علاقه است… با تمام این ها با حرفت کاملا موافقم که کتاب به خصوص کتاب خوب گران نیست. به باورم کتاب خوب هنری است که قیمت ندارد. ممنون که نظرم را تامل می کنی.

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.