مهربانی – نامهربانی

دیروز داشتم با یکی از همکارها، ترانه‌ی «گل‌پونه‌ها» با صدای مرحوم بسطامی را می‌شنیدیم.

رسیدیم به این‌جا که:

«… گلپونه‌ها نامهربانی آتشم زد
گلپونه ها بی‌همزبانی آتشم زد…»

از این همکارم پرسیدم که تا به‌حال آیا  نامهربانی‌ها آتش‌اش زده یا نه؟

گفت: بیشتر از نامهربانی‌ها، این مهربانی‌ها بوده که آتش‌ام زده است.

وسط بحث‌مان، تلفن زنگ زد و من رویم نشد بپرسم که چگونه آن مهربانی‌ها، آتش‌اش زده است.

هنوز هم برایم جای سؤال است و خجالت می‌کشم بپرسم. 

یک دیدگاه برای ”مهربانی – نامهربانی

  1. سلام
    بعضي ازعبارات رو وقتی تفسیرشون میکنی پیچیده تر میشن .اینم از همون هاس . کسی که این حس رو تجربه کرده میفهمتش وکسی که تا حالا لمسش نکرده تفسیرش رو هم درک نمیکنه . امیدوارم هیچ وقت نفهمیش

    [پاسخ]

  2. سلام
    راستش بعضي كلمات رو وقتي تفسير ميكني پیچیده تر میشن . باید حسشون کرده باشی تا بفهمیش. اینم از همون هاس . امیدوارم هیچ وقت تجربش نکنی .

    [پاسخ]

  3. نميدونم جرا حالا كه صحبت از نامهرباني شد ياد عشق و خيانت افتادم
    و از آتش گرفتن همكارتون براثر مهرباني فقط واژه “افسوس” به ذهنم متبادر شد

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.