انجمن صنفی روزنامه‌نگاران با «عنوان» جدید؟!

لینک مشاور فرهنگی رئیس‌جمهور گفته که احتمال دارد «انجمن صنفی روزنامه‌نگاران»  با «عنوانی جدید» بازگشایی شود.

او ادامه داد: معاونت مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این موضوع را در اولویت کاری خود قرار داده است.

خبر دردناکی است …اصلاً خبر  نیست؛ آوار است …

شکی نیست که برخی از مقامات انجمن صنفی روزنامه‌نگاران، امکان حضور به صورت رسمی را در تشکیلات این انجمن ندارند.
من نمی‌دانم از منظر حقوقی، در این گونه موارد باید چه کار کرد، اما هرچه که هست؛ قاعدتاٌ  راه‌کارهای  قانونی لازم وجود دارد.

اما معلوم نیست که چرا باید «عنوان» انجمن صنفی را تغییر بدهند؟ بالاخره «انجمن» که هست؛ «صنفی» هم  هست و متعلق به «روزنامه‌نگاران» هم بوده و خواهد بود.

و این کار فی‌الواقع همان بامبولی است که برخی دیگر از فعالین رسانه‌ای درآوردند …  تشکیلاتی نظیر «انجمن صنفی روزنامه‌نگاران مسلمان» و یا «انجمن صنفی روزنامه‌نگاران و خبرنگاران ایران» و  چند تا تشکل دیگر؛  همگی سعی داشتند که با تغییر «عنوان»، مقوله‌ی روزنامه‌نگاری  را به چیزی در حد «باندبازی سیاسی» jقلیل بدهند ….

سؤال دیگر این است که آیا این تغییر عنوان، الزاماً ارتباطی با  ماهیت و کارکرد این انجمن خواهد داشت یا نه؟

اگر پاسخ ما منفی است؛ پس چه دلیلی برای تغییر عنوان می‌توان تراشید؟

این‌طور که آقای آشنا می‌‌گوید، احتمالاً  انجمن جدید، چیزی در حد یک تشکیلات حامی دولت فعلی درمی‌آید و  لذا با تغییر هر دولت، این انجمن هم باید «عنوان» و «رسالت»  خودش را  عوض کند و منحل شود و دوباره در دولت جدید؛ با یک عنوان جدید بازگشایی شود …

یادمان نرفته که دولت روحانی وعده‌ی بازگشایی  انجمن را داده بود … حالا یک سال هم گذشت، اما خبری از  تحقق این وعده نیست … و حالا که قرار است «بازگشایی» شود؛ در یک هیات و قالب دیگر درآمده است …

نه … این به هیچ وجه، وعده‌ای نیست که روحانی داده بود …. انجمن صنفی بایستی همان انجمن باشد .. و فقط ممکن است برخی اعضای هیات مدیره و بازرسان و ناظران آن تغییر کنند …
=============

لینک مرتبط: انجمن صنفی قدیم؛ انجمن صنفی جدید (++)

یک دیدگاه برای ”انجمن صنفی روزنامه‌نگاران با «عنوان» جدید؟!

  1. آقای نممت اللهی سلام، نمیدانم چند سال است که انجمن صنفی را می شناسید و آدمهایی که عناوین خاص در آن انجمن دارند یعنی عضو ساده نیستند عضو هییت مدیره اند رییس، بازرس یا عضو کمیته حقوقی و…. من سالهاست از این انجمن صنفی و تعاونی مسکنش زخم خورده ام از آدم هایی که الان خودشان را به آب و آتش می زنند تا انجمنشان را با نام قبلی باز کنند تا باز هم بتوانند از اسم روزنامه نگار و پول روزنامه نگار در جهت منافعشان استفاده کنند. متاسفم که اعتماد سالهای ما به این آدمها به صرف عنوان انجمنشان امروز تبدیل به نفرت شده آنها سرمایه زندگیمان را به تاراج بردند .اما خواهش می کنم مثل ما کورکورانه به کسی به صرف اسمی که خودش را با آن ویترین به شما معرفی می کند اعتماد نکنید و زیر علمش سینه نزنید. گرگها در لباس میش قابل شناسایی نیستند. حتی اگر دوست صمیمی تان باشند چنان که بر ما رفت.

    [پاسخ]

    پویا نعمت‌اللهی پاسخ در تاريخ مرداد ۶ام, ۱۳۹۳ ۶:۵۵:

    دوست من سلام …

    خب من از سال 84 وارد انجمن شدم …

    همه‌ی مواردی را که شما فرموده‌اید؛ می‌تواند اتفاق بیفتد … خصوصاً وقتی که مسائل مالی مطرح است ..

    می‌خواهم بگویم روزنامه‌نگارها بایستی حتماً دارای انجمن باشند …

    البته انجمنی که دیگر رئیسش آقای مزروعی نباشد !!!

    با احترام

    [پاسخ]

    یک رنج کشیده از تعاونی مسکن انجمن صنفی پاسخ در تاريخ مرداد ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۷:

    دوست من نه تنها مزروعی تمام آنهایی هم که هستند از همان فماشند. شخص هوشمند رضوی ! …. بودن انجمن شاید خوب باشد تازه به شرطی که فقط صنفی باشد نه محلی برای کسب درآمد آقایان از جیب روزنامه نگار و به اسم روزنامه نگار . اگر گشتی در اینترنت بزنید و تعاونی مسکن روزنامه نگاران را سرچ کنید متوجه عمق فاجعه می شوید . فقط یادتان باشد برای آنکه چیزی را بخواهید که باشد باید مطمین شوید آیا کارکردی را که می خواهید خواهد داشت!

    [پاسخ]

    پویا نعمت‌اللهی پاسخ در تاريخ مرداد ۶ام, ۱۳۹۳ ۱۳:۰۲:

    سلام مجدد …

    من تمام فرمایشات شما را قبول دارم و در قطعیت آن‌ها شکی نمی‌کنم ..

    اما اگر آن‌ها این کار را کردند؛ من می‌گویم خودمان مسئول هستیم …

    بیشتر مطالبات ما از انجمن صنفی؛ محدود به آرم طرح ترافیک بود. مسلماً خودمان این مطالبات را به صورت سطحی تعریف کرده‌ایم…

    ما می‌توانیم امثال مزروعی را مقصر قلمداد کنیم؛ اما بیشترین تقصیر متوجه خود ماست.

    کار صنفی یک چیز است و کار سیاسی و تشکیلاتی هم یک چیز دیگر …

    حالا اگر انجمن جدیدی هم ایجاد شود، آیا میزان مطالبات ما چه تفاوتی با انجمن قبلی خواهد داشت ؟ …

    به همین خاطر من معتقدم که هیچ چیزی با انجمن «جدید» هم فرق نخواهد کرد …

    باید امیدوار بود که ما کار صنفی را یاد بگیریم …

    در مورد تعاونی مسکن، راستش من خودم عضو نبوده‌ام … نمی‌دانم چه اتفاقاتی افتاده است … اما ظاهراً شما خیلی دل خونی از این تعاونی دارید …

    [پاسخ]

  2. خبرگزاری دانشجو – آقای شمس‌الواعظین درباره تخلفات تعاونی مسکن انجمن صنفی روزنامه‌نگاران پاسخ‌گو باشید
    به گزارش گروه فضای مجازی «خبرگزاری دانشجو»، گروهی از اعضای معترض عملکرد انجمن منحله صنفی روزنامه‌نگاران در نامه‌ای به ماشاالله شمس‌الواعظین خواستار پاسخ‌گویی وی نسبت به عملکرد این انجمن شده‌اند.

    برپایه این گزارش در این نامه آمده است: آقای شمس‌الواعظین! ماههاست که شما و سایر گردانندگان اصلی انجمن صنفی روزنامه نگاران،‌گاه و بیگاه ضرورت بازگشایی آن انجمن را مطرح می‌کنید، البته ما نظری در مورد ضرورت بازگشایی آن انجمن یا عدم ضرورت آن و مخالفتی نیز با هیچ فعالیت صنفی نداریم. اما اینکه از آن تشکل به عنوان «خانه روزنامه نگاران» یاد می‌کنید، آتش به جان ما می‌زنید و نمک بر زخم ما اعضای تعاونی مسکن روزنامه نگاران می‌پاشید.

    آقای شمس الواعظین! تعاونی مسکن برآمده از انجمنی که آن را «خانه» روزنامه نگاران می‌نامید، «خانه»‌‌هایمان را بر سرمان آوار کرده است! نادیده گرفتن برخی قوانین حاکم بر تعاونی‌ها، نقض مکرر مفاد قرارداد‌ها، عدم تعهد به اجرای صحیح و کامل اساسنامه مصوب و از همه درد آور‌تر انتقال غیر قانونی زمین‌های ما روزنامه نگاران به تعاونی مسکن خانه موسیقی شامل نیمی از زمین‌های پروژه بزرگ «هشتگرد 2» به مساحت 3675 مترمربع و همچنین 26 واحد از برج 52 واحدی کوروش جمعا با ارزشی بالغ بر30 میلیارد ریال، تنها بخشی از عملکرد غیر قابل دفاع این تعاونی است. از سوی دیگر نحوه ارتباط ابهام آمیز دو تعاونی که با انتقال تجاربی (!) به مدیریت تعاونی مسکن خانه موسیقی همراه بوده، اعتراض گسترده و دامنه دار اهل موسیقی را نیز در هر دو پروژه واگذار شده به آنان، بر انگیخته است.

    شما به خوبی می‌دانید، این نخستین بار نیست که نحوه عملکرد تعاونی مسکن انجمن صنفی روزنامه نگاران، اعتراضات شدیدی را در پی داشته است. پیش از این نیز در پروژه‌های مختلف، به خصوص در پروژه «پونک» در سال 1386 اعضای معترض دست به انعکاس گسترده اعتراضات خود در رسانه‌ها زدند.

    در آن شرایط بسیار دشوار کمترین انتظار از مدیران انجمن «دست گیری بود و درکشان، نه پای گیری و ترکشان»! به راستی تکرار رویه‌های پرسش برانگیزآن تعاونی در ابعادی بسیار گسترده‌تر، به ویژه در پروژه‌های 54 واحدی هشتگرد 1، چکامه، چکاوک و کوروش در شهر جدید هشتگرد، بسیاری از ما را به این باور رسانده که انتظار دفاع شما از حقوق صنفی پایمال شده اعضای تعاونی مسکن «خانه روزنامه نگاران!» بیهوده است و احتمالا رسالت شما برای دفاع از حقوق صنفی روزنامه نگاران شامل حقوقی نیست که از سوی نهادهای وابسته به آن انجمن نقض می‌شود!

    آقای شمس الواعظین! شاید بفرمایید که تعاونی مسکن از لحاظ حقوقی نهادی است مستقل و بی‌ارتباط با انجمن صنفی روزنامه نگاران. اما مگر نه آنکه جنابعالی و سایر گردانندگان آن انجمن بار‌ها و بار‌ها از فعالیت‌های تعاونی مسکن به عنوان برگی درخشان (!) در پرونده عملکرد صنفی آن انجمن یاد کرده‌اید؟ آیا می‌دانید که مدیرعامل این تعاونی که همواره یکی از گردانندگان اصلی آن انجمن نیز بوده است، با شگردهای مدیریتی خلاقانه (!) بر خلاف خواسته اکثریت اعضا بیش از یک دهه است که در سمت خود ابقا شده است؟

    آقای شمس الواعظین! آیا می‌دانید که در سال گذشته، آخرین مجمع عمومی برای انتخاب اعضای جدید هیات مدیره و بازرسان شرکت تعاونی (علی رغم تذکرات مکرر اداره کل تعاون
    استان تهران) با بیش از یک سال تاخیر و نهایتا با جلوگیری از ورود اکثریت اعضای صاحب رای و کاندیداهای تایید شده در کمیسیون ماده 5 اداره کل تعاون، برگزار شد و در آن «به اصطلاح» مجمع، با حضور تعداد انگشت شماری از اعضا، معترضان به عملکرد هیات مدیره اخراج و صورت‌های مالی که مورد اعتراض اکثریت اعضا بود، در غیاب آنان به تصویب رسید؟

    آقای شمس الواعظین! آیا می‌دانید نمایش اجرا شده در مجمع عمومی تعاونی مسکن انجمن صنفی روزنامه نگاران در سال گذشته و نقض آشکار حقوق صنفی اعضا، درست چند روز پیش از زمانی صورت گرفت که مدیرعامل‌‌ همان شرکت پس از سال‌ها فترت و خاموشی با ژستی حق به جانب در کنار جنابعالی و سایر گردانندگان آن انجمن در نشست خبری یکی از خبرگزاری‌ها حاضر شد و ضرورت بازگشایی انجمن صنفی را برای دفاع از حقوق صنفی (!) روزنامه نگاران مورد تاکید قرار داد؟

    آقای شمس الواعظین! آیا می‌دانید پس از نزدیک به 10سال انتظار و سرگردانی و پرداخت مبالغی هنگفت (سه برابر مبلغ مندرج در قرارداد) از سوی اعضا به شرکت تعاونی و تنها به جرم پرسشگری ما اعضای معترض در مورد ابهامات در عملکرد مالی هیات مدیره و به دلیل ایستادگی قاطع در برابر اشتهای سیری ناپذیر تعاونی برای دریافت مبالغ غیر قابل توجیه، مدیرعامل مورد حمایت ویژه شما بی‌توجه به قوانین حاکمیتی و الزام آور به جای توضیح و پاسخگویی در صدد آن است که خانه‌هایمان را به فروش برساند؟

    آقای شمس الواعظین! آیا می‌دانید معدود اعضایی که علی رغم انتقادات جدی به عملکرد تعاونی مسکن، به پرداخت مبالغ نجومی و غیر قابل توجیه تن دادند تا به بانک عامل معرفی شوند، سفارش موکد به امضای برگه‌ای شدند که طی آن به تعاونی مسکن انجمن صنفی وکالت داده می‌شد تا آن تعاونی از دوستان معترضشان، به مراجع قضایی شکایت کند؟ آیا پرونده سازی برای ما اعضای معترض نیز در راستای دفاع از حقوق صنفیمان صورت می‌گیرد؟!

    آقای شمس الواعظین! آیا می‌دانید در پی باز نشر خبری از معاون وزیر تعاون (که در چند خبرگزاری منتشر شده بود) در یک وبلاگ آموزشی متعلق به ما اعضای تعاونی مسکن انجمن صنفی روزنامه نگاران، با شکایت مدیرعامل آن تعاونی که سابقه دبیری انجمن صنفی را یدک می‌کشد و قاعدتا حامی حقوق صنفی روزنامه نگاران باید باشد، هفت نفر از روزنامه نگاران جهت بازجویی به پلیس فتا احضار شدند و یکی از آنان مورد انگشت نگاری قرار گرفت؟ توصیه می‌کنیم این مورد را هم به» پرونده درخشان آن انجمن در دفاع از حقوق صنفی روزنامه نگاران «بیفزایید!

    آقای شمس الواعظین! اگر چه اعضای معترض تعاونی هم اکنون به طور همه جانبه و جدی تا دستیابی به نتیجه‌ای عادلانه، دعاوی حقوقی خود را از طریق مراجع ذیربط پیگیری می‌کنند. اما آیا به نظر شما این طنز تلخی نیست که برای دفاع از حقوق صنفیمان که توسط» مدافعان حقوق صنفیمان! «پایمال شده، به مراجع قضایی پناه ببریم؟

    آقای شمس الواعظین! آیا انجمنی که مدعی است تنها تشکل صنفی مورد تایید سازمان جهانی کار در کل کشور است و بار‌ها هم این ادعا را تکرار کرده (و البته اخیرا آن را با یک درجه تخفیف به تنها تشکل صنفی روزنامه نگاری مورد تائید آن سازمان تقلیل داده) و از طرفی خود را بزرگ‌ترین تشکل صنفی تاریخ مطبوعات ایران می‌نامد، باید در قبال بروز چنین عملکردی از سوی نهاد وابسته‌اش سکوت کند؟ شاید می‌پندارید تخلف، چیزی است که تنها افراد منتسب به جناح خاصی» باید «در دایره آن قرار گیرند!

    آقای شمس الواعظین! چندی پیش آقای نوروزی، رئیس سابق کمیته حقوقی انجمن صنفی روزنامه نگاران ضمن گلایه از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفتند: اگر تصمیم این وزارتخانه این است که مجوزی برای بازگشایی انجمن صادر نشود، هر چه زود‌تر آن را اعلام کنند تا اعضای انجمن هم برای رسیدن به حقوق خودشان تلاش کنند.

    ما هم که اتفاقا همگی از اعضای آن انجمن بوده‌ایم، متقابلا از شما خواهش می‌کنیم، اگر تصمیمتان این است که واقعا از حقوق صنفی روزنامه نگاران دفاع کنید، پس از گذشت ماه‌ها از انتشار گسترده» اسناد تخلفات تعاونی مسکن روزنامه نگاران «در نشریات، خبر گزاری‌ها و سایت‌های خبری ملی و بین المللی (که علیرغم ارسال برای کلیه نشریات، متاسفانه با بایکوت» مصلحت اندیشانه! «نشریات اصلاح طلب روبرو شد) هر چند دیر هنگام، اما برای نخستین بار نظرتان را در مورد چگونگی عملکرد تعاونی مسکن انجمن صنفی روزنامه نگاران و به خصوص انتقال غیر قانونی زمین‌هایمان به ارزش بیش از30 میلیارد ریال، اعلام فرمایید تا ما هم بدانیم برای رسیدن به حقوق صنفی که توسط مدافعان حقوق صنفیمان پایمال شده، چگونه باید تلاش کنیم!

    آقای شمس الواعظین! پایان سخن آنکه ما صادقانه امیدواریم هیچ ارتباطی بین شما و عملکرد پر مساله تعاونی مسکن انجمن صنفی روزنامه نگاران وجود نداشته باشد.

    اگرچه این خود نشانگر غفلت بزرگ شما در دفاع از حقوق صنفی روزنامه نگاران است. در هر حال نحوه پاسخگوییتان به این نامه و چگونگی برخوردتان با مشکلی که ما اعضای‌‌ همان انجمن، مدتهاست با آن دست به گریبانیم، سنگ محکی است برای سنجش میزان اعتقاد، اراده و صداقت شما در دفاع از حقوق صنفی روزنامه نگاران.

    [پاسخ]

  3. این مطلب را هم از وبلاگ اهالی موسیقی برایتان گذاشتم تا بیشتر به عمق ماهیت انجمن صنفی روزنامه نگاران پی ببرید.

    ماجرای تعاونی مسکن خانه موسیقی چیست؟

    در اواسط سال 88 ، تعاونی مسکن اعضایِ خانه یِ موسیقیِ ایران تشکیل شد و بعد از مدّتی سکون و چند جلسه یِ ساده ، سرانجام در اواخر بهمن ماه 1389 اعلام کردند که اعضایی که مایل هستند در نخستین پروژه یِ مسکونیِ این تعاونی شراکت داشته باشند ، مبلغِ 5 میلیون تومان به حسابِ تعاونی واریز کنند و کار آغاز شود و به زودی این اعضا صاحب خانه خواهند شد ! پس از چند وقت این اعضا را به خانه یِ موسیقی فراخواندند و قراردادی بین آنها و هیأت مدیره یِ این تعاونی منعقد شد موسوم به ” قراردادِ احداث و واگذاریِ مسکنِ شرکت تعاونیِ مسکنِ اعضایِ خانه یِ موسیقیِ ایران( پروژه یِ چکاوک ، شهرِ جدیدِ هشتگرد) این پروژه یِ که شاملِ 70 واحدِ مسکونی بود ، قرار بود در شهرِ جدید هشتگرد ( فاز 3 ) احداث شود و به شکلِ 5 بلوکِ مجزّا که در کنارِ هم بودند و هر بلوک، شاملِ 14 واحدِ مسکونی بود و در سه طبقه ی نیم و طبقه یِ همکف هم شاملِ پارکینگ و انباری ها میشد . مطابقِ آنچه در قرارداد آمده بود و هر دو طرفِ قرارداد با امضای خود آنرا تأیید کرده بودند ، قرار بود این واحدها طی یک سال شمسی ساخته شود و به اعضا تحویل داده شود و البتّه مدّتِ سه ماه هم بابتِ زمانِ احتیاط ، برای کم و زیاد شدنِ زمانِ موردِ نظر پیش بینی شده بود . یعنی کسی که در پایانِ سالِ 89 با این تعاونی قرارداد امضا کرده بود ، باید در پایانِ سال 90 ، خانه اش را تحویل می گرفت و یا حدّاکثر در پایانِ بهارِ سال 91 و تا امروز نه تنها خانه ها را به اعضا تحویل نداده اند ، بلکه درخواستِ مبالغِ باور نکردنی ، خارج از چهارچوب قرارداد دارند و اعضایِ معترض را هم به اخراج و حراجِ خانه هایشان تهدید می کنند ! در این قرارداد مبلغِ کلِّ قرارداد را برایِ هرمترِ مربع مفید ، 550 هزارتومان تعیین کرده بودند که برایِ احتیاط و با توجّه به نوسان حاکم بر بازارِ ساخت و ساز ، 5 تا 10 درصد هم تلورانس برایِ این مبلغ پیش بینی کرده بودند در اواخر شهریور ماهِ سالِ 91 طیِ نامه ای، هیأت مدیره یِ تعاونی از اعضایِ ذی نفع در این پروژه دعوت کرد که با توجّه به آمادگیِ خانه ها برایِ تحویلِ موقّت ، اعضا در جلسه ای که برایِ انتخابِ واحدها برگزار می شود شرکت کرده و با توجّه به اولویّت بندی، واحدهایِ مسکونی خود را انتخاب کنند ( این اولویت ها بر اساس فاکتورهایی همچون خوش حسابی ، تأهّل و … بود ) . در این نامه اعضا را ملزم کرده بودند پیش از شرکت در جلسه یِ انتخابِ واحد ، با تعاونی تسویه حساب کامل انجام دهند. هرچند این خلافِ تعهّداتِ اوّلیه بود و هنوز خانه ها را به اعضا تحویل نداده بودند و پیشتر قرار بود بخشی از مبلغ را در زمانِ تحویل خانه ها از اعضا بگیرند ، امّا اعضا هم قبول کردند و جلسه یِ انتخابِ واحد هم در تاریخِ 20 شهریورِ سالِ 91 برگزار شد و بعد بلافاصله در اوّل مهرماهِ همان سال ، صورت جلسه یِ تحویلِ موقّت بین اعضا و هیأت مدیره یِ این تعاونی منعقد شد . البتّه توجّه داشته باشید که حتّا با توجّه به زمانِ تأخیر پیش بینی شده در قرارداد هم ، تا این تاریخ ، هیأت مدیره یِ تعاونی مسکنِ اعضایِ خانه یِ موسیقی ، در ایفایِ وظایفِ قانونی اش که در قرارداد متعهّد به انجام آن شده بود ، اهمال کرده و تأخیر داشته است در یک اقدام غیر قانون و عجیب مبلغی حدوداً 400 – 500 میلیون تومان به حسابِ شرکتِ تعاونیِ مسکنِ اعضایِ انجمنِ صنفیِ روزنامه نگاران واریز شده می شود که می بایست به پیمانکار جهت تکمیل پروژه پرداخت می شد و ظاهرا مقرر بوده رئیسِ هیأت مدیره یِ این تعاونی مبلغِ یاد شده را به حسابِ پیمانکارِ پروژه واریز کند! که این پول هیچگاه به پیمانکار پرداخت نشد و مدیرعاملِ تعاونیِ خانه موصیقی ( آقایِ ناصح پور ) و نیز مدیرعامل و رئیسِ هیأت مدیره یِ تعاونی مسکنِ اعضایِ انجمن صنفیِ روزنامه نگاران ( آقایِ مسعودِ هوشمندِ رضوی ) هیچ پاسخی به هیچ کس نداده اند که این پول ها کجا رفته است؟ و از این مرحله سر و کله آقای هوشمند رضوی رییس هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران در تمام جلسات تعاونی مسکن خانه موسیقی پیدا می شود! چرا؟ وقتی با کسر این یک قلم که اسنادش دردست است و شاید ده ها رقم دیگر از سرمایه هنرمندان پروژه خانه سازی با کسر بودجه مواجه می شود هیأت مدیره نامه هایی برایِ اعضا ارسال می کند با عنوانِ ” اعلامیه یِ بهایِ تمام شده و دعوتنامه یِ تحویل کلید ” . در این نامه ، ناگهان اعضا با هزینه هایِ جدیدی روبرو شدند و متوجّه شدند که هیأت مدیره ای که بنا به تعهّدی که داشته باید خانه هایِ اعضایِ ذی نفع را سریعاً به آنها تحویل می داد و حتّا بابت تآخیر چند ماهه یِ خود به اعضا خسارت هم پرداخت می کرد و یا از آنان دلجویی می کرد ، در این نامه از آنها خواسته مبالغِ بسیار زیادی را به تعاونی بپردازند و کلید واحدهایشان را تحویل بگیرند ! مبالغی بین 18 میلیون تومان تا 23 میلیون تومان . در این نامه هیأت مدیره هزینه یِ تمام شده را تا آن زمان ، برای هر متر مربع 766 هزار تومان برآورد کرده بود و این بدهی هایِ واهی را بر این اساس تعیین کرده بود و در اقدامی جالب ، تازه این هزینه را هم موقّت خوانده بود و هزینه یِ اصلی را بالاتر پیش بینی کرده بود و تعیین آنرا به آینده و اتمام کار موکول کرده بود . در حالیکه این مبلغ ، با مبلغِ توافق شده در قرارداد اصلی مغایرت داشت و ضمناً متأسّفانه برخلافِ آنچه پیشتر ادعّا کرده بودند – مبنی بر تمام شدنِ کارِ ساخت و ساز – و براساسِ آن ، صورت جلسه یِ تحویل موقّت را با اعضا منعقد کرده بودند ، هنوز کارِ ساخت و ساز خانه ها را تمام نکرده بودند . وقتی اعضایِ ذی نفع در این پروژه اعتراض خود را نسبت به این ماجرا و درخواست غیرِ منطقی و غیرِ قانونیِ هیأت مدیره اعلام کردند، نامه یِ اخطاری از هیأت مدیره به دستشان رسید که اگر ظرف سه روز این مبالغ را پرداخت نکنند،تعاونی خانه هایشان را از آنها می گیرد و ضرر و زیان وارد به تعاونی را هم از آنها می گیرد و …. ! بعد از چند وقت هم با توجّه به انتقادها و اعتراض های ما و وقتی هیأت مدیره فهمید که بخش بزرگی از اعضا ، از آنها شکایت کرده و به دنبالِ احقاقِ حقوقِ قانونی خود از طریقِ مراجعِ قضاییِ ذی ربط هستند ، در اقدامی انفعالی و خلافِ قانون ، نامه هایی برایِ اعضا ارسال کردند مبنی بر فسخ یکطرفه یِ قرارداد ! امروز که بیش از دو سال و نیم از انعقادِ قراردادِ احداث و واگذاریِ واحدهایِ مسکونیِ پروژه یِ چکاوک ، بین هیأت مدیره یِ تعاونی مسکنِ اعضایِ خانه یِ موسیقیِ ایران و اعضایِ ذی نفع در این پروژه می گذرد و این یعنی باید حدودِ یک سال و نیم پیش ، اعضایِ این تعاونی صاحبِ خانه هایِ خود می شدند ، نه تنها خانه ای به کسی تحویل نداده اند ، بلکه با استفاده از اهرم زور و تهدید می خواهند مبالغی سرسام آور از اعضا گرفته و اعضایِ معترض را هم به اخراج و حراج خانه هایشان تهدید کرده اند . جالب است که حتّا حاضر نیستند که تا تعیین تکلیفِ این ماجرا از سویِ مراجعِ قانونی ، فعلا اعضایِ ذی نفع را به بانک عامل که وام هایِ مربوط به این پروژه را تأمین کرده معرّفی کنند تا بابت تأخیر در پرداختِ دیون ، مشکلی برایِ اعضا پیش نیاید در این ماجرا هیأت مدیره برایِ توجیهِ این قیمتِ جدید و بهایِ تمام شده یِ غیرقابلِ قبول ، همیشه به دو عامل اشاره می کند : یکی بدحسابیِ تعدادی از اعضا که پرداخت هایشان به موقع نبوده و باعثِ کندیِ روندِ کار شده است و دیگری تحریم هایِ بین المللی و تورّم ناشی از آن که هزینه هایِ کار را بالاتر از میزانِ پیش بینی شده کرده !! . در حاایکه داستان همان مبالغی است که از خزانه جیب هنرمندان گم شده است نه تحریم های خزانه داری آمریکا هیأت مدیره یِ تعاونی مسکنِ اعضایِ خانه یِ موسیقیِ ایران (به ریاست داریوش پیرنیاکان) در آخرین اقدامِ غیرِ قانونیِ خود ، در تاریخِ 27 مرداد 1392 ، مجمعِ عمومی ای عادّی سالیانه ای برایِ انتخاباتِ هیأت مدیره یِ جدید ( بعد از یکسال و اندی تأخیر ) و بازرس و … تشکیل داد و در این مجمعِ عمومی ، در همان ابتدایِ کار، تعدادِ زیادی از اعضا را به داخلِ سالنِ محلِّ برگزاریِ مجمع راه ندادند ، به بهانه یِ عدمِ عضویّتِ آنها در تعاونی . درحالیکه همگیِ آنها حقِّ عضویتِ خود را به تعاونی پرداخت کرده بودند و در دو پروژه یِ مسکونیِ این تعاونی هم ذی نفع بودند و البتّه در پیگیری ها و برّرسی هایی که که به عمل آمد ، مشخص شد این هیأت مدیره در خصوصِ عضویّتِ این اعضا دست به کاری زده که دیگر از حدِّ یک تخلّفِ ساده یِ آیین نامه ای و اساسنامه ای گذشته و می تواند جنبه هایِ بزرگتری داشته باشد و همین الان هم تعدادی از این اعضا علیهِ این هیأت مدیره اقدام به شکایتِ کیفری و تشکیلِ پرونده کرده اند و پیگیرِ شکایتِ خود هستند . ماجرا این بوده که این هیأت مدیره در اقدامی غیرِ قانونی ، این افراد را بجایِ هدایت به سمتِ بانکِ توسعه یِ تعاون و اینکه شماره یِ حسابِ مربوط به صندوقِ گسترشِ تعاونی هایِ کشور را به آنها بدهد تا 30 هزار تومانِ حقِّ عضویّت خود را به این حساب واریز کنند و بعد تعاونی آنها را به اداره یِ کلِّ تعاون ، کار و رفاهِ اجتماعیِ استانِ تهران معرّفی کرده و آنها را عضوِ تعاونی کند ، شماره حسابِ خود تعاونیِ مسکنِ اعضایِ خانه یِ موسیقی را به آنها داده بود و مبالغِ 30 هزار تومان یادشده هم به حسابِ تعاونی مسکنِ اعضایِ خانه یِ موسیقی واریز شده بود و این افراد هم به آن ادره یِ کل معرّفی نشده و عضوِ تعاونی نشده بودند ! وقتی کار به اینجا می کشد سر و کله اعضا جدید پیدا می شود! مطربان ریش تراشیده های ادکلن زده ی حاکمیت!! یک استاد چهار واحد غصب می کند دیگری 5 واحد یکی از همسرش طلاق می گیرد که همسرش بتواند خانه بگیرد و پس از عقد قرارداد دوباره رجعت می فرماید و خلاصه ماجرا هم خوردند و هم بردند! در ادامه یِ همین مجمعِ عمومی حقِّ کاندید شدن برایِ عضویّت در هیأت مدیره و سمتِ بازرسی را از افراد گرفته و فقط اجازه دادند که آن افرادی که خودشان دستچین کرده و موردِ اعتماد می دانستند در انتخابات کاندید شوند . بهانه یِ آنها هم این بود که ما پیشتر در روزنامه یِ اطّلاعات آگهی کرده بودیم که هر کس می خواهد کاندید شود ، باید پیشتر به دفتر تعاونی اعلام می کرده و درخواست کتبی اش را به دفترِ تعاونی تحویل می داده و شما این کار را نکرده اید یکی از اعضا به عنوان اعتراض اعلام می کند که شما در آگهی برگزاریِ این مجمع در سایتِ مربوط به تعاونی ، این مطلب را قید نکرده اید و باید این را هم در آن آگهی می نوشتید و به مواردِ پیشین و انتخابات هایِ قبلی هم استناد می کند که این موارد در آنها رعایت شده بود . رئیسِ هیأت مدیره ( جنابِ آقایِ پیرنیاکان ) در پاسخ گفت که ما الزامی برایِ این کار نداشتیم و همان آگهی ما در روزنامه یِ اطّلاعات کفایت می کرده . در پاسخِ ایشان هم به مواردِ مشابهِ پیشین استناد می شود و هم به اساسنامه یِ تعاونیِ مسکنِ اعضایِ خانه یِ موسیقیِ ایران که خودِ آقایان آنرا امضا کرده بودند که در آن هیأت مدیره را ملزم کرده اند که دعوت نامه یِ مجامعِ عمومی با قید زمان و مکان و دستورِ جلسه و سایرِ مواردِ مرتبط با آن به شکلِ کامل هم در روزنامه آگهی شود و هم در محلِّ دفترِ تعاونی نصب شود ( که این کار هم انجام نشده بود ) و هم در سایتِ تعاونی درج شود . این موضوع را در نامه ای به اداره یِ کلِّ تعاون ، کار و رفاهِ اجتماعیِ استانِ تهران هم گزارش می شود و تقاضای ابطال انتخابات و برگزاریِ مجدّدِ آن را می شود و متأسّفانه واکنشی از طرفِ آنها مشاهده نمی شود و کارشناسِ مربوطه ( آقایِ محمودی ) حاضر به شنیدنِ حرف ها و استدلال هایِ شاکیان هم نمی شود . سپس کار به تطمیع و تهدید برخی شاکیان ذی نفوذ می رسد و جالب اینکه در این جلسه سرو کله سرسلسله امنیتی های ادکلن زده و ریش تراشیده نظام علی مرادخانی نیز پیدا می شود که فقط می نشیند و هیچ نمی گوید اما جالب اینجاست که چند صباح بعد وقتی در پشت صحنه کنسرتی یکی از استادان موسیقی که خود نفع و سهمی در این ماجرا نداشته و برای دلسوزی و احساس مسوولیت به آقای مرادخانی موضوع تعاونی را متذکر می شود ایشان به کل اظهار بی اطلاعی می کنند و قول می دهند نمایندگان شاکیان را به حضور پذیرفته و موضوع را پیگیری کنند که اکنون پس از شش ماه هنوز بارگاه سرسلسله عشاق راهی برای سوختگان باز نکرده ست.

    دستگاه تبلیغاتی به کار می افتد

    با بالاگرفتن موضوع شکایت مال باختگان حرکت عجیبی در مطبوعات تحت نفوذ اتفاق می افتد اسفند ماه جاری اعضا شورای عالی خانه موسیقی (که اغلب در این ماجرا نقشی نداشته اند) در حرکتی نا معمول در روزنامه اعتماد جمع می شوند تا ابعاد اتهام سرقت هنری آقای داریوش پیرنیاکان (عضو هیات مدیره خانه موسیقی و رییس هیات مدیره تعاونی مسکن مذکور) را در موردی که سال 1390 اتفاق افتاده در انتهای سال 92 !! بررسی کنند . موضوع چیست؟ کپی برداری از روایت مکتوب مرحوم صالحی از ردیف دوره عالی استاد شهنازی توسط پیرنیاکان! اتهامی که با توجه به مستندات و شواهد و قرائن قطعی به نظر می رسد اما آقایان اساتید خود علاوه بر نقش کارشناس نقش قاضی را هم ایفا می کنند و در اقدامی غیر معمول به وی می تازند. صد البته این اساتید محترم نقشی و عضویتی در تعاونی مسکن نداشته اند اما سوال اساسی اینجاست چرا بعد از دو سال به این موضوع پرداخته اند و سبب جنجال آفرینی مطبوعاتی شده اند اما در مورد تعاونی مسکن رسالت خویش فراموش کرده و تنها به تذکر پشت صحنه کنسرت که بدان اشاره شد اکتفا کرده اند؟ آیا موضوع را نمی دانسته اند؟ چرا می دانسته اند آیا سرقت دار و ندار 64 هنرمند موضوعی کم اهمیت تر از سرقت یک کتاب است؟ خیر کم اهمیت تر نیست؟ آیا خود در این تخلف ها سهیم بوده اند و نخواسته اند موضوع باز شود؟ خیر سهیم نبوده اند پس چرا مطرح نمی شود؟ جواب ساده است سرسلسله از طریق بنگاه های رسانه ای اش می خواهد از پیرنیاکان که اخیرا آیت الله مکارم شیرازی هم به او تاخته است و مهره سوخته شده است یک قربانی بسازد با جنجال حول و حوش یکی از اتهامات سرقت او ، ذهن ها را به گونه ای آماده کنند تا کل افتضاح مالی خانه موسیقی را هم گردن او بیاندازند! و داریوش پیرنیاکان بشود بابک زنجانی خانه موسیقی تا با جنجال حول و حوش او سایر مختلصین محترم و دانه درشت تر ها در حاشیه امنیت به خدمت به فرهنگ و هنر نظام مقدس جمهوری اسلامی ادامه دهند. باری افتضاح مالی تعاونی مسکن خانه موسیقی (که اسناد آن نزد اینجانب محفوظ است) تنها یک نمونه بود تا مخاطبان به فساد گسترده مالی و اخلاقی حاکم در نهاد های به اصطلاح اصلاح طلب طراحی شده توسط امنیت خانه مبارک پی ببرند و تو خود حدیث مفصل بخوان زین مجمل در پایان قلمم را از نام سخیف و ننگین برخی مدیران خانه موسیقی به کلامی از شاعر بزرگ آزادی احمد شاملو تطهیر می کنم که : ” هدف شعر تغيير بنيادين جهان است و درست به همين علت هر حكومتي به خودش حق مي دهد شاعر را عنصري ناباب و خطرناك تلقي كند. اهل سياست به قداست زندگي نمي انديشد بلكه زندگان را تنها به مثابهء وسايلي ارزيابي ميكند كه عندالاقتضاء بايد بي درنگ قرباني پيروزي او شود و اي بسا به همين دليل است كه بايد قبول كرد در جهان هيچ چيز شرط هيچ چيز نيست و در دنياي بي قانوني كه اداره و هدايتش به دست اوباش و ديوانگان افتاده هنر چيزي است در حد تنقلات و از آن اميد نجات بخشيدن نميتوان داشت… ” احمد شاملو

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.