انقراض

حدود ۳۴  سال سن داشت و دانشجوی مقطع دکترای عمران بود.

در یک شرکت معتبر هم پست خوبی داشت.

آمده بود خواستگاری یکی از دخترهای فامیل ما.

قرار شد قبل از خواستگاری رسمی تر، با دختر خانم صحبتی در مورد روحیات و خواسته های خودش  داشته باشد.

توی آن جلسه، شرایطی به این شرح مطرح کرده بود:

- رعایت کامل حجاب (به شکل حجاب برتر) در همه ی اماکن عمومی و خصوصی الزامی است.

- شنیدن موسیقی (از همه نوع آن شامل پاپ و سنتی و …) ممنوع است.

تماشای ماهواره غدغن است.

- دیدن فیلم (به غیر از سینمای ایران) ممنوع است.

-  خوش و بش و حرف زدن و احوالپرسی با پسرهای فامیل (مانند پسر عمه و پسر عمو و پسر خاله و …) در قبل و بعد از ازدواج ممنوع است. یعنی به غیر از محارم، ارتباط با هر موجود مذکر دیگر ممنوع است.

- تمایلی به کار کردن زنان ندارد.

- انتخاب کتاب ها برای مطالعه ی آزاد خانم، می بایستی با هماهنگی ایشان انجام شود.

و چند تا مورد دیگر که من الان یادم رفته.

می خواستم بگویم که ظاهراً نسل این گونه از آدم ها (حداقل در میان نسل جوان) هنوز به طور کامل منقرض نشده است.

والله اعلم…

حلقه‌ی مفقوده‌ای به نام بهره‌وری

یادداشت امروز من در روزنامه‌ی  اعتماد به موضوع بهره‌وری می‌پردازد که ازاین‌جا هم می‌توان دید

!!!!!!!!!!!!!!!!!‍!!!!!!!!!!!!!!!

اواخر سال ۱۳۸۹ بود که رییس سازمان ملی بهره‌وری اعلام کرد در بودجه سال ۱۳۹۰ کل کشور پیش‌بینی شده که تا ۳ درصد از بودجه دستگاه‌ها در خزانه نگهداری شود تا در صورتی که برنامه بهره‌وری‌شان تایید شد، به آنها پرداخت شود. این خبر از یک جهت خوشحال‌کننده بود، چرا که با وجود اظهارنظرهای کارشناسان مستقل، همیشه بهره‌وری را به عنوان یک پدیده تزئینی و تجملی می‌انگاشتند.

اما این مساله در نهایت به کجا کشید؟ و چرا هیچ اطلاع‌رسانی‌ای در این خصوص برای سال ۱۳۹۰ صورت نگرفت؟آیا بهره‌وری همه دستگاه‌ها در آن حد بود که تمام بودجه آنها تخصیص یافت؟

آنچه مسلم است این است که نرخ‌های بهره‌وری پایین (خصوصا در حوزه منابع انسانی) از معضلات اساسی بخش‌های دولتی به شمار می‌رود و اساسا بنگاهداری دولتی در بیشتر حوزه‌ها فاقد عملکرد بهره‌وری مطلوب است.

اکنون یکی از معضلات اقتصادی ایران روند رو به کاهش بهره‌وری نیروی کار و سرمایه است و شاید به همین دلیل است که در برنامه چهارم پیش‌بینی شده ۵/۲ درصد از نرخ رشد اقتصادی ایران از محل افزایش بهره‌وری به دست‌ آید.

اینکه دولت این واقعیت را پذیرفته که سهمی از تولید ناخالص داخلی می‌تواند به‌واسطه افزایش بهره‌وری نزد خود دولت ارتقا پیدا کند، بسیار جای امیدواری دارد. به نظر می‌رسد نامگذاری امسال به سال «تولید ملی…» از جانب مقام معظم رهبری، می‌تواند طلیعه جدیدی از توجه به مقوله بهره‌وری را فراروی اقتصاد کشور بازگشایی کند.

نمی‌توان این واقعیت مهم را فراموش کرد که افزایش بهره‌وری کل عوامل تولید به معنی کاهش هزینه تمام‌شده تولید است که این امر به مثابه افزایش رقابت‌پذیری و توسعه صادرات خواهد بود.

از سوی دیگر باید اشاره کرد که ارتقای بهره‌وری کل عوامل، باعث رواج صرفه‌جویی در استفاده از منابع تولید و کاهش آثار سوء زیست‌محیطی هم می‌شود که به‌نوبه خود این افزایش بهره‌وری به افزایش درآمد صاحبان عوامل تولید و ارتقای سطح رفاه در جامعه کمک می‌کند.

 نگاه علمی و واقع‌بینانه به این پدیده، مسبب بهبود فضای کسب‌و‌کار در بخش دولتی خواهد بود و از آنجا که سهم عمده‌یی از فعالیت‌های اقتصادی کشور در دست دولت قرار دارaد، لذا با تصمیم و اراده دولت در راستای بهره‌وری عملا شاهد ارتقای کارایی و بهره‌وری در کل بدنه‌ و سایر بخش‌های اقتصادی کشور خواهیم بود.

در این رابطه می‌توان به سند چشم‌انداز ۲۰ ساله و قانون‌های مدون توسعه اقتصادی اشاره کرد. اما یک نکته هنوز مشخص نشده و آن، اینکه تعریف دولت از پدیده بهره‌وری چیست؟ به عنوان مثال مباحثی مانند خصوصی‌سازی یا تغییر ساختارها در بخش‌های مالی و بانکی و… چه نسبتی با مقوله بهره‌وری پیدا می‌کنند؟آیا دولت درصدد است صرفا با آمار و ارقام به این بهره‌وری نایل شود؟

به عبارت دیگر آیا برای نیل به اهداف بهره‌وری، دولت تمایل به ادامه مسیری دارد که سال‌هاست از آن دفاع می‌کند یا برعکس به فکر ایجاد ساختارهایی متفاوت با آنچه تاکنون بوده، افتاده است؟لازمه بهره‌وری، چیزی جز پایش مستمر فعالیت‌ها نیست.

در حالی که مسوولان امور اقتصادی کشور حتی از ارائه آمارهای به‌زعم آنان «نگران‌کننده» جلوگیری می‌کنند، چگونه می‌توان به رصد این پایش‌ها پرداخت؟

بدیهی است شماری از ساختارها و نظام‌های کنونی در عرصه اقتصاد اوضاع مطلوبی ندارند.

این را می‌توان حتی از روی معدود آمارهایی که با رویکرد قطره‌چکانی به رسانه‌ها درز می‌کنند هم مشاهده کرد. برای حصول به بهره‌وری ظاهرا چاره‌یی جز بر هم زدن این نظامات وجود ندارد.

این در حالی است که دولت تاکنون از این ساختارها حمایت کرده و آنها را واجد مطلوبیت لازم می‌داند. با این اوصاف دولت چه راهکار و چه نقشه راهی برای افزایش بهره‌وری ترسیم کرده است؟

در صنایع خودروسازی هموطنان ما چوب نقصان رقابت را می‌خورند. در برخی دیگر از صنایع نظیر فولاد و نساجی و لوازم خانگی هنوز هم وجود مزیت‌های رقابتی برای این صنایع در کشور مبهم است. منابع محدود اقتصادی کشور مصروف صنایعی می‌شود که به بهانه ایجاد اشتغال، خواهان افزایش سهم خود از این منابع هستند.

بخش بانکی کشور عملا در گرداب تسهیلات تکلیفی دست و پا زده و هزینه این عدم بهره‌وری را از مشتریان خرده‌پا مطالبه می‌کنند.

در حال حاضر بانک‌های دولتی بیش از سقف تسهیلات خود یعنی به میزان ۱۱۷ درصد از منابع خود را تسهیلات داده‌اند و این شاخص درباره بانک‌های خصوصی که مقوله بهره‌وری را با حساسیت بیشتری به نسبت بانک‌های دولتی دنبال می‌کنند، حدود ۸۵ درصد بوده که به این ‌ترتیب سقف اعلام شده را رعایت کرده‌اند.a

می‌توان به راحتی حدس زد که بانک‌های دولتی در موارد متعدد چاره‌یی جز اعطای وام به مجموعه‌ها و شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی نداشته‌اند؛ وام‌هایی که شاید اگر خود این بانک‌ها در مقام تصمیم‌گیر قرار می‌گرفتند، تمایل و انگیزه‌یی برای اعطای آنها نداشتند.

این موارد و موارد دیگر مشابه ثابت می‌کند که پدیده بهره‌وری در کشور باید مورد بازنگری قرار گیرد و این مهندسی مجدد را باید از خود دولت شروع کرد.

از یاد نبریم که بهره‌وری می‌تواند چالش بزرگ و در عین حال حلقه مفقوده توسعه کشور هم تلقی شود. به هر تقدیر امیدواریم خبرهای تکمیلی بیشتری را در این خصوص بشنویم.

شاید بهترین نقطه شروع، توقف سیاست شبهه‌برانگیز دولت در ارائه آمارهای اقتصادی باشد.

چرا مردان خیانت می‌کنند؟

چرا مردان خیانت می‌کنند؟

سایت یاهو چند دلیل احتمالی برای این کار زشت ارائه کرده است.

http://en-maktoob.news.yahoo.com/why-do-men-cheat-.html

1-  راضی نبودن از رابطه

زمینه‌سازی کنید. لباس زیبا و محرک برای شوهران‌تان بپوشید و در طول دورانی که با هم هستید، ملاعبه کنید و لاس بزنید

۲-  زندگی جنسی‌تان پرتلالؤ نیست

دورانی که تازه با همسرتان آشنا شده بودید را یادتان هست که چه‌قدر به او کشش فیزیکی داشتید؟ رابطه‌ی جنسی می‌تواند به دوام زناشویی‌تان کمک کند. صادق باشید و وقت و توان و عاطفه‌ی زیادی را در رختخواب مصروف کنید.

۳ – شما احتمالاً فقط گرفتار کار و دلمشغولی‌های خودتان شده‌اید

خلاصه‌اش این است که «مود»تان را عوض کنید

۴ – آیا حواس‌تان به تصورات‌تان هست؟

مردها، برای خودشان در روابط جنسی، یک سری فانتزی‌هایی دارند، همان‌گونه که زن‌ها هم مشابه‌اش را دارند. مرد شما این فانتزی‌ها را از شما پنهان می‌کند چون نمی‌داند شما چه عکس‌العملی نشان خواهید داد. چرا این فانتزی‌ها را با هم قسمت نکنید؟ به فانتزی‌های هم گوش کنید. شاید امکان مصالحه‌ای در این باب وجود داشته باشد.

۵ -  احساس «عشق» در میان نیست

از رنجش‌ها درگذرید و اجازه ندهید این بدخلقی‌ها بر روی احساس عشق شما تاثیر بد بگذارد. فراموش‌کردن را یاد بگیرید.

۶ – مشاجرات تندی بین شما در گرفته است

شاید مرد شما حرف بد و یا کار اشتباهی کرده باشد. اما شما اجازه‌ی پشیمان‌شدن را به او بدهید.

۷ -  مرد شما می‌خواهد جوان‌تر و «مرد»تر به نظر برسد

به موارد  (2) و (۴)‌مراجعه کنید.

۸ -  مرد شما بازیگر قهاری است

نمی‌توان کتمان کرد که مردها دنبال تنوع و هیجان هستند.

پی‌نوشت:

این مطلب در یاهو تعداد زیادی کامنت دریافت کرده است. نگاهی به افرادی بیندازید که این کامنت‌ها را ارسال کرده‌اند.

بیش‌ترین کامنت‌ها از تهران، کرج، شیراز، اصفهان، تبریز، دوبی، ریاض، کویت بوده است!

غم آخر

حالا از پس این‌همه سال اگر کسی بیاید و بپرسد که آیا واقعاً «رؤیا» را دوست داشته‌ام، چه دارم که در جوابش بگویم؟

آدم زندگی می‌کند، مثل دیگران، مثل فامیل، مثل همسایه و در این گذرانِ زندگی حتماً نباید عاشق باشد.

اما این مسئله‌ی اصلی زندگی  من نبود، یا نیست.

آن‌چه هست، نگاه گنگ و پریشان فرهاد است که در این سال‌ها اصلاً نتوانسته‌ام فراموش کنم. کسی چه می‌داند، شاید معنی زندگی جز به دنبال یک واقعه، و تنها یک واقعه، چیز دیگری نباشد.

لااقل من این را در زندگی خودم تجربه کرده‌ام…

زندگی من انگار گشت‌و‌گذاری بوده از سر بی‌میلی با همان فلسفه‌ی کذایی «تا چه شود».

نتیجه‌ی همین افت‌و‌خیزها و خلجان‌های روحی، چیزی نبوده جز آن‌که به خودم دلداری بدهم و بگویم که حتی ازدواج با عشق هم ثمری نمی‌دهد.

در این روز بارانی نوامبر، در شهر کوچک هرفورد…

دانه‌های درشت باران می‌خورد به شیشه‌های قدی. باد افتاده است به جان کاج‌ها و من در این خیالم که بهتر نیست که نامه را پاره کنم، لام تا کام درباره‌ی آن با احدی حرف نزنم و به زندگی ادامه بدهم؟

همه‌ی آدم‌ها مثل هم‌اند. باور کن این دردناک‌ترین نتیجه‌ای است که آدمی به سن و سال من به آن می‌رسد…

  

برگرفته از رمان «غم آخر»

نوشته‌ی آقای مرتضی حقیقت

نشر چشمه – چاپ دوم – زمستان ۱۳۹۰

هفت خوراکی لجن!!

سایت یاهو نیوز از هفت خوراکی آشغال در دنیا نام برده که به این شرح است:

۱ – برگرها

۲ – آب‌نبات‌ها و شیرینی‌جات

۳ – غلات شیرین

۴ – فرنچ‌فرایز و مخلفات شامل ساموسا

۵ – نوشیدنی های کربنات‌دار

۶ – بستنی

۷ – کیک خامه‌ای

نکته‌ی جالب در سایت اصلی، کامنت‌هایی است که ملت پای این مطلب گذاشته‌اند.

خیلی جالب است. از دست ندهید.

لینک مطلب این است

http://en-maktoob.news.yahoo.com/seven-worst-junk-foods-ever.html

ناگفته‌ها

… همیشه آخر حرف‌ها

پر از حرف‌های ناگفته ست…

سؤال) تجربه‌ای در این زمینه دارید؟

چگونه حسی است؟

ای روزگار…

از متن یک ترانه:

 

یک شاخه گل سرخ …

یک جام شراب…

یک آینه قد یار…

یک پچ‌پچه آواز…

یک شعر نیاز…

یک زمزمه خواهش…

یک وسوسه باز…

 

پی‌نوشت:

ای روزگار غدار…

قسمت‌کردن

دیروز داشتیم با یکی از دوستان،  ترانه‌ی «پل» با صدای گوگوش را می‌شنیدیم.

رسید به این‌‌جا که:

بذار قسمت کنیم تنهایی‌مون رو

میون سفره‌ی شب تو با من …

از این دوست‌مان پرسیدم که:

«تا حالا شده تنهایی‌ات را با کسی قسمت کنی؟»

جواب داد: «آره. خیلی وقت‌ها»

بعد بلافاصله به نکته‌ی خوبی اشاره کرد.

گفت: «ببین! توی این دنیا همه‌ چیز را می‌توان قسمت کرد.  عشق و تنهایی و شادی و ثروت و …..

اما یک چیزی وجود دارد که هرگز نمی‌توانی آن را با کسی قسمت کنی».

کمی فکر کردم و گفتم: «چیزی به ذهنم نمی‌رسد. حالا اون چیه که نمی‌شه با کسی قسمت‌اش کرد؟».

فکر می‌کنید چه جوابی داد؟