ایران به سرمایه‌گذاری‌های مورد نظر خود دست می‌یابد

«ترامپ اغلب دیدگاه‌های خود را تغییر داده است. او بالاخره نظر خود درباره ایران را هم تغییر خواهد داد. شاید امسال با آن کنار نیاید؛ اما سال آینده حتما کنار خواهد آمد».

این بخشی از گفت‌وگوی اختصاصی من با دکتر چالز الیناس، کارشناس نشریه تخصصی Natural Gas World و عضو شورای آتلانتیک است.

این کارشناس که بیش از ٣۵ سال تجربه در بخش‌های مختلف صنعت نفت و گاز جهان دارد و سال‌ها مدیریت شرکت‌های متعددی را عهده‌دار بوده است، در بخشی دیگر از گفت‌وگوی خود به توتال و نتیجه ورودش به ایران هم اشاره می‌کند.

الیناس معتقد است که ایران به‌تدریج وارد بازار صادرات ال‌ان‌جی نیز خواهد شد. متن کامل گفت‌و‌گوی او با «شرق» را در اینجا و یا در ادامه بخوانید:

===================

ایران تفاهم‌نامه‌هایی برای دریافت سرمایه‌گذاری و توسعه پروژه‌های نفتی خود امضا کرده، اما به نظر می‌رسد هنوز مشکلاتی در مسیر همکاری شرکت‌های خارجی وجود دارد. ریشه این مشکلات را در کجا می‌بینید؟


مشکل همکاری با ایران آن است که هنوز دولت آمریکا موضع خود را نسبت به ایران مشخص نکرده و از سوی دیگر تحریم‌ها به طور کامل برطرف نشده است. این به آن معناست که مؤسسات مالی و بانک‌های بزرگ برای تعهد به پروژه‌های ایرانی و سرمایه‌گذاری در آنها با مشکلاتی روبه‌رو هستند. همچنین شرکت‌های بزرگ در آمریکا منافع مهمی دارند؛ بنابراین باید به آنها اطمینان داده شود.

توتال تفاهم‌نامه‌ای با ایران امضا کرده، اما باید منتظر بود و دید این شرکت با چه سرعتی و تا کجا حاضر است به این تفاهم‌نامه عمل کند. من معتقدم به‌تدریج این موانع رفع می‌شوند و ایران به سرمایه‌گذاری مورد نیاز خود دست خواهد یافت.


به ‌نظر شما چه ‌مدت زمانی طول می‌کشد تا ایران بتواند به میزان سرمایه‌گذاری مورد نیاز خود دست یابد؟


باید دید ترامپ چگونه سیاست‌های خود را تغییر می‌دهد. او تاکنون بسیاری از مواردی را که قبلا گفته بود تغییر داده. هنگامی که او دوران ریاست‌جمهوری خود را آغاز کرد، از بسیاری از موضوعات گذر کرد.

او قبل از انتخاب‌شدن به ‌عنوان رئیس‌جمهور گفته بود عضویت در پیمان پاریس را لغو خواهد کرد، اما بعدا این کار را انجام نداد.


بنابراین او دیدگاهش را تغییر می‌دهد. درخصوص ایران هم تصور می‌کنم چون اروپا از توافق با ایران حمایت می‌کند، در نهایت ترامپ نیز آن را قبول خواهد کرد.
ممکن است امسال با این موضوع کنار نیاید، اما سال آتی آن را قبول می‌کند.

به نظر شما روند رشد انرژی‌های تجدیدپذیر در ایران چطور پیش می‌رود؟


تصور می‌کنم این سرمایه‌گذاری درستی است. البته میزان رشد این نوع انرژی‌ها در ایران نیز ریشه در مسائلی دارد که قبلا به آن اشاره کردم. گسترش انرژی‌های خورشیدی و بادی، نیازمند سرمایه‌گذاری و فناوری‌های خارجی است. این بخش‌ها نیز از محدودیت‌هایی رنج می‌برند که در بخش نفت و گاز وجود دارد.

گسترش سرمایه‌گذاری در این بخش نیازمند زمان طولانی‌تری است، اما با توجه به تجربه‌ام در این صنعت، به شما می‌گویم که علاقه و توجه زیادی به انرژی‌های تجدیدپذیر وجود دارد. من معتقدم سال آتی در حوزه انرژی‌های تجدیدپذیر نیز شاهد سرمایه‌گذاری و رشد خواهیم بود.

استفاده از این انرژی‌ها برای ایران بسیار مهم است؛ زیرا با تکیه بر آنها، می‌توان گاز را صادر کرد؛ چون ایران با وجود ذخایر عظیم گاز، بخش اعظم آن را در داخل مصرف می‌کند.

آیا ایران می‌تواند صادرات گاز خود را افزایش دهد؟


بله، در صورتی‌که انرژی‌های تجدیدپذیر خود را گسترش دهد و اگر یارانه‌های مربوط به مصرف گاز در بخش داخلی حذف شود یا کاهش یابد، ایران گاز بیشتری برای صادرات خواهد داشت.

به نظر شما کدام شکل از صادرات گاز (خط لوله یا ال‌ان‌جی) به اروپا برای ایران مناسب است؟

به نظر من، صادرات با خط لوله یک افسانه است. ایران به‌تدریج وارد بازار صادرات ال‌ان‌جی خواهد شد، مانند قطر. البته توتال هم به این شیوه صادرات گاز علاقه دارد.
البته این روند نیازمند زمان است. نخست باید پروژه‌های تولید گاز توسعه یابند و سپس ال‌ان‌جی نیز تولید شود.

به‌عنوان مثال اگر پروژه توسعه گاز سال آتی آغاز شود، حداقل دو الی سه سال طول می‌کشد این طرح اولیه به واقعیت تبدیل شود؛ بنابراین حداقل در ۲۰۲۰ یا ۲۰۲۱ این پروژه شروع ‌می‌شود. پس از این مرحله، پروژه تولید ال‌ان‌جی مطرح می‌شود. این نوع پروژه نیز حداقل پنج سال طول می‌کشد؛ بنابراین تصور می‌کنم در ۲۰۲۶، یا ۲۰۲۷ ایران محموله‌های ال‌ان‌جی خود را صادر کند.

دوگانه‌سازی‌های ناشیانه محور نقد دولت و وزارت نفت

یادداشت امروز من در روزنامه شرق به موضوع توسل منتقدان دولت به گفتمان دوگانه سازی در نقد دستاوردهای اقتصادی (اختصاصاً وزارت نفت) اختصاص دارد که از سایت روزنامه هم می‌توان دید:

================

یکی از رویکردهای منتقدان دولت در مقطع جاری، توسل به «دوگانه‌سازی» است.

این رویکرد در تمامی حوزه‌های مرتبط با فعالیت‌های دولت‌ها مصداق دارد و اخیرا در حوزه نفت و انرژی نیز مورد استفاده قرار گرفته است.

محور بحث منتقدان این است که ایران برخلاف کشورهای پیشرفته، قسمت اعظم نفت خود را به‌صورت خام صادر می‌کند و ظرفیت فراورش آن را در داخل کشور که موجب اشتغال‌زایی بسیار زیاد و شکوفایی صنعت می‌شود، نادیده گرفته است.

در توجیه این ادعا نیز به برخی اظهارنظرهای قدیمی مقامات وزارت نفت استناد می‌شود که در آن از «سودآورنبودن پالایشگاه‌ها» صحبت شده است. در گذشته از همین اظهارنظر ذیل یک «رفتار ضداقتصاد مقاومتی» نام برده می‌شد.

سیاست‌های ابلاغی مقام معظم رهبری در حوزه اقتصاد مقاوتی و نفت کاملا شفاف است. وفق بند ١۴ از این سیاست‌ها، مقوله «افزایش ذخایر راهبردی نفت و گاز کشور» با هدف «تأثیر در بازار جهانی نفت و گاز» مورد تأکید قرار داشته است.

در ادامه همین بند، بر «حفظ و توسعه ظرفیت‌های تولید نفت و گاز، به‌ویژه در میادین مشترک» تأکید مجدد صورت گرفته است. آنچه محل ایراد منتقدان است؛ همانا عدم توجه به توسعه بخش پالایشی و دلبستگی مقامات به خام‌فروشی نفت است.

این عبارت «خام‌فروشی» و «توسعه صنعت پالایشی» دقیقا مصداق دوگانه‌سازی فوق است. به این معنا که حسب ادعای منتقدان، چرا وزارت نفت، اقدام به توسعه تولید و صادرات نفت کرده و از توسعه بخش پالایشی غفلت می‌ورزد.

اولین مشکل این استدلال آن است که راهبرد اقتصاد مقاومتی، به صورت خطی و یک‌طرفه نیست بلکه شبکه‌ای از ارتباطات متقابل و درهم‌تنیده است که درون خود، تعامل بین بخش‌های مختلف را سازماندهی می‌کند. به‌این‌ترتیب اگر توسعه‌ای در بخش تولید نفت خام صورت نگیرد، چگونه می‌توان خوراک صنایع پالایشی را تأمین کرد؟

از سوی دیگر سهم مهمی از درآمدهای کشور، از محل درآمدهای نفتی حاصل می‌شود. هرچند سال‌ها تلاش شده که سهم نفت از حجم درآمدهای اقتصاد کاهش یافته و از محل مالیات‌ها تأمین شود؛ اما بدیهی است که بخش مهمی از آن مالیات، حاصل داده و ستاده‌ای است که به‌‌واسطه تحقق درآمدهای نفتی به چرخه اقتصاد کشور وارد شده است.

هیچ مطالعه‌ای وجود ندارد که ادعای منتقدان را مبنی بر «اشتغال‌زایی بسیار زیاد» و «شکوفایی صنعت» از محل توسعه صنعت پالایشی تأیید کند.این گزاره‌ها بیش از هرچیز ناشی از تفکر انتقادی و دمل‌های دل‌مشغولی‌های سیاسی است که در این ایام سر باز کرده است.

واقعیت آن است که بعد از سال‌ها استراتژی‌های گوناگون برای برخورد با موضوع بهینه‌سازی مصرف سوخت، هنوز هیچ اجماعی برای مقابله با این پدیده حاصل نشده است. به احتمال زیاد حتی اگر وزارت نفت تمرکز خود را روی طرح‌های پالایشی بیشتر می کرد، همین گروه‌ها و رسانه‌های انتقادی به کرات از آنچه «دامن‌زدن به مصرف روزافزون» و «ناتوانی در مهار مصرف انرژی» و «بی‌توجهی به صنایع بالادستی نفت» نامیده می‌شود، سخن می‌گفتند.

این در حالی است که کشور در تنگناهای گره‌افکن شدیدی در تأمین منابع مالی برای پیشبرد طرح‌ها و پروژه‌ها قرار داشته و دارد و هر اقدامی برای تخصیص اعتبار مستلزم بررسی‌های دقیق و تعیین اولویت‌هاست.

به‌همین‌دلیل درحالی‌که وزارت نفت به‌لحاظ توسعه غیرقابل انکار خود در پیشبرد سیاست‌های کلان اقتصاد مقاومتی در بخش‌های بالادستی (یعنی افزایش تولید نفت و گاز) هنوز در معرض انتقاد «خام‌فروشی» است؛ بنابراین چندان دور از ذهن نیست که به‌واسطه آهسته‌بودن آهنگ توسعه در بخش‌های پایین‌دستی و پالایشی نفت خام، همچنان به «همان اتهام» نواخته شوند.

دلیل این وضع را باید در تغافل و تجاهل منتقدان از نگاه منسجم و کلی به مفاهیم لایه‌ای مقوله اقتصاد مقاومتی دانست.

دلیل علاقه منتقدان بر این دوگانه‌ها آن است که از این بستر می‌توانند هجمه‌های گسترده‌تری را سازمان بدهند که نمونه‌های آن در موارد متعددی نظیر «رانت واردات بنزین»، «آلودگی‌ هوا»، «پیشرفت اندک طرح‌های پالایشی»، «ترجیح خام‌فروشی بر فراورش آن در داخل» و امثال آن مشاهده می‌شود.

اکنون چرا منتقدان فوق‌الذکر به این اشاره نمی‌کنند که برای اولین بار در تاریخ ١١٠ساله صنعت نفت کشور، صادرات پایدار روزانه حدود ۴٠٠‌ هزار بشکه «فراورده‌های نفتی» محقق شود؛ امری که با افزایش گازرسانی به نیروگاه‌ها و صنایع و کاهش مصرف گازوئیل و نفت‌کوره و نفت سفید به‌عنوان سوخت مایع در بخش‌های نیروگاهی، صنعتی و خانگی به مقصود رسید.

ضرب استعاره در تجزیه‌ناپذیری زبان؛ نگاهی به مجموعه‌شعر «پیچیده در کتان ماه» ؛ سروده حمید نعمت‌اللهی

اواخر سال قبل بود که دایی عزیرم حمید نعمت‌اللهی، مجموعه شعر خود با عنوان «پیچیده در کتان ماه» را منتشر کرد.

 

دوست روزنامه‌نگار و منتقد برجسته‌ی ادبی  کشورمان آقای بهروز قزلباش، نقدی بر این مجموعه نوشته‌اند که در روزنامه‌ی اطلاعات منتشر شده است.

==========

نیم نگاهی به مجموعه شعر «پیچیده در کتان ماه»

ضرب استعاره در تجزیه ناپذیری زبان

نوشته‌ی: بهروز قزلباش

بهروز قزلباش؛ روزنامه‌نگاز

بهروز قزلباش؛ روزنامه‌نگاز


شبی از شب‌های زمستان نود و پنج، مهمان دکتر مسعود میری بودم به اتفاق دوتن دیگر؛دکتر افشین محمدی روزنامه نگار و دکتر پویا نعمت اللهی.

شب خاطره انگیزی بود و سرشار از شعر و قصه. پویا نعمت اللهی کتاب شعری از حمید نعمت اللهی را به ما هدیه کرد.«پیچیده در کتان ماه» مجموعه شعری از اشعار نو و کوتاه.این کتاب را «انتشارات لوح فکر»با طرح جلدی از پاشا دارایی و نقاشی ناصر محمدی در پانصد نسخه و به قیمت پانزده هزار تومان منتشر کرده است.

شعر،تحلیل زبان ،فلسفه زبان- قضایای تحلیلی ،ذهن و معنا ، کلماتی هستند که در متن پیش رو کم و بیش با آنها سرکار داریم.این متن سعی دارد دشواری فهمیدن و بیان را رمزگشایی کند و توضیح دهد که چگونه مخاطب، اغلب با ساده انگاری فهمیدن از کنار کلمات سر می‌خورد و رد می‌شود تا این که آنها را بفهمد.سازه‌های معنا از زبان و در زبان شکل می‌گیرند.در این نوشته سعی شده است دو رویکرد،نگاه به تکنیک‌ها و صنایع زبان ورزی،نیز قصد از فعالیت انسانی گوینده در زبان و بیان، به چگونگی درک معنابپردازد و آن را آشکار کند.برای رسیدن به این مقصود از روش تحلیل زبان استفاده شده است.نوعی فلسفیدن و اندیشیدن در زبان و کاوش معنا،ربط بین ذهن و زبان و معنا نیز مورد توجه بوده است.

این روز ها دفترهای پراکنده شعر، متولد ناشده در دست ناشر یا مؤلف دچار مرگ می‌شوند. این اتفاق نادر می‌افتد که نوزادی ببالد و بزرگ شود.هوای شعر را تنفس کند و دم و باز دمی به کالبد ادبیات بدماند و جان تازه‌ای ببخشد.وانگهی هر مجموعه شعری ارزش نقد شدن ندارد.اهالی شعر و ادب می‌دانند چه می‌گویم.اما گاهی تک مضراب‌هایی در همهمه سمفونی ادبیات کور، توجه مخاطب را جلب می‌کند. می‌خواهی دوباره بشنوی و بخوانی.فکر می‌کنی ارزش خواندن دارد. نادرتر این که دریابی اثری که با آن روبرو هستی یک اثر کاملا حرفه‌ای و جدی است. این شد که تصمیم گرفتم اندکی با «پیچیده در کتان‌ماه» انس بگیرم و این دامی بود که شاعر نهاده بود تا صیدم کند.صیدم کرد.


«حمید نعمت اللهی» را ندیده،‌ اما مگر همه کسانی که شعر حافظ را می‌خوانند، او را از نزدیک دیده‌اند و شعرهایش را از زبان خود او شنیده‌اند؟هرچند درک محضر شاعر صد البته می‌تواند گرههایی از رازهای نهفته را برای ما که مخاطب شعر هستیم، باز کند و این خود کم موهبتی نیست.

اشعار این دفتر را مرور کردم. هرچه بیشتر و در هر تکرار، بیشتر در کتان ماه پیچاندمان؛زبان. مساله این است.

پیچیده می‌سراید، اما صورت ساده‌ای دارد و از این منظر زبان شعرش طوری است،گویی خواننده آن را می‌فهمد؛یعنی می‌فهمد شاعر چه نوشته است. اما نمی‌تواند درک کند چه چیزی را سروده است.

ظاهر کلام طوری است که می‌اندیشد فهمیده است شاعر چه می‌گوید، اما نمی‌داند و به این سادگی‌ها هم نمی‌تواند بفهمد که نمی‌داند؛ مگر آن که یکی به رویش بیاورد! یعنی به روی مخاطب بیاورد که انگار فکر می‌کنی درک کرده‌ای،اما این طور نیست. شاید شاعر حق دارد پیچیده باشد. زیرا زندگی پیچیده است؛ آن هم از نوع ایرانی‌اش که دچار واویلایی است برای خودش.

در عین حال که ساده و بسیط به نظر می‌رسد. این همان دامی است که شاعر پهن می‌کند تا شما را صید کند. بعد به رویتان بیاورد که دیدی نفهمیدی!…

شعر او بریده بریده است. بریده از خیال شاعر. مثل کنده‌شدن یک تکه از یک سیب.شاعر، کمی از خیالش را به پیوست شعرش جاگذاشته است.مخاطب می‌تواند آن را بر دارد، اما نمی‌تواند مال خود کند.ربط بین اشعار و وندهای پسین درخیال شاعر،انگار دشوار است. تکه تکه است.مثل تکه‌ها و قطعاتی از یک تابلو؛ یا حتی قطعات در هم چند تابلو. چیدن و در آوردن یک یا چند تصویر کامل و به دست دادن یک یا چند تابلو، حتی به مدد زبان هم کار آسانی نیست.

این در ظاهر شعر وارد نیست.هر شعری تصویری است و برخی از آنها تصاویر مرکب و متعدد. گویا تمام شعرها ناقص اند.

هیچ تصویری در خودش تمام نیست.وقتی ادامه اوراق را مرور می‌کنی،در هر صفحه به مختصرترین وجهی، دو سطر یا گاهی اندکی بیشتر،جهان تصویر را می‌سازد .قرار هم نیست ادامه داشته باشد، اما دارد. ادامه دارد و این تداوم اگر در زبان به دلالت پیوستاری یک کلیت هم رخ نداده باشد، به دلالت کلیت در خیال؛شعرها ادامه هم اند.

هرچه در این توصیف پیش می روم، بحث ساده من هم دچار پیچیدگی می‌شود. می‌ترسم به دامن پریشان گویی در افتم که مباد. از آنچه گفته شد، چند نمونه بیاورم تا بعد:

دوسطری‌ها:«از اسب‌های عصیانی من یکی گریخته است / با شال بلند شیهه‌اش تا ماه.»،«گیرم که هزار فرفره / کوباد؟»،«مادرم با امیدهای بزرگ در چراغ قنوتش چه می‌خواند /- الیس صبح بِقَریب غریب غریب غریب.-»،

« اینهمه بادبادک در سرزمین بی‌باد/ و این حسرت‌هایی که بالا می‌روند از نخ‌های طلایی رویا.»،« اینطوری‌ها نیست که بی‌گذر از آتش،سیاووشی کنی / طشت خونت می‌بایست از پیش بر منظر.»،« اسب مرد و ماه سوخته برزمین ریخت / و ما واژگون به سال گریه درآمدیم.»،« طبالان رعد کاش دیگربار از آفاق برآیند / اندام انسانی در تندر و آشوب،چه زیباست.»،« بیداد کرده است با من،زمان درونی / هر دمش هزار سالِ سنگ.»

چند نمونه از سه سطری‌ها:«آی باران بی پیر دمی بایست! / نمی بینی که این کودک / چه اندوهی دارد در ترانه خویش.»،«من می‌دانم که در آشپزخانه خاموش چه می‌گویند/ احتمالا خرید نان از ماه دیگر / به گردن رعناست.»،« چه می‌کنید اگر دختری بیاد / و روی پله خانه شما / سرش را بگذارد و بی‌گناه بمیرد و ریزه بارانی غمناک.»،« ای بی وفا آفتاب / شب از درون دوات مرکب خنده می‌زند»،«من نامه چون کنم آغاز./ آنان نه حرفی زدند و نه اعتراضی / در سایه روشن نمباری سرد / ناپدید شدند.»

و… نمونه‌های دیگر را در کتاب خواهید خواند.


ویتگنشتاین عبارتی دارد بر این مضمون:« هنگامی که کسی از حقیقت می‌هراسد، هرگز کل حقیقت نیست.»حمید نعمت اللهی، مخاطب را می‌ترساند.من هم می‌ترسم از این شعرها. برای همین هرگز با کل شعرها مساوی نمی‌ایستم. نه به دلیل کوتاهی قدم و نه بلندی سطرهای معنا در اشعار نعمت الهی،بلکه به خاطر ترس.

ترس،گویی پاره‌ای از توانایی برابر ایستادن با شعر او را از من می‌گیرد.اجازه نمی‌دهد با شعر او یگانه شوم.فاصله با شعر او همیشه حفظ می شود.گویی کسی از بیرون با آدم حرف می‌زند.

شعر نعمت‌اللهی از درون با مخاطب سخن نمی‌گوید.حتی حرف‌هایش خیلی دلنشین نیست،چون تلخ حرف می‌زند.دستکم حرف‌های تلخی می‌زند. حالا واقعا، رعنا که قرار است از ماه بعد نان آور خانه بشود همان دختری نیست که روی پله خانه شما مرده است؟

ببخشید مادمازل، اسم شما  رعنا نیست؟ ببخشید آقا، این پله‌ها مال خانه شماست؟ پس این دختر مرده اینجا چه می‌کند، وسط این دفتر شعر؟! روی پله خانه شما؟… آنها؟… ما؟… تو؟… او؟… آدم می‌ترسد بپرسد:«… من؟» من، که خانه ندارم! و چه خوب که ندارم وگرنه اگر رعنا روی پله خانه من…،ای وای- ای وای….

می بینید که چقدر ترسناک است. نگران نباشید اگر از شعرهای نعمت اللهی بترسید. در واقع به این معناست که هنوز در شما اندکی وجدان وجود دارد. خردک شرری از محبت انسانی هنوز در دلتان موج می‌زند. عقلتان را به کلی به دنیا نباخته‌اید. لعنت به همسایه‌های نفرین شده عوضی! همه‌اش تقصیر آنهاست. یعنی تبرئه خویشتن. مگر نعمت اللهی اجازه می‌دهد که شما خودتان را تبرئه کنید؟زهی خیال عبث! این مقدمه اجازه می‌دهد تا با شاعر «پیچیده در کتان ماه» وارد گفت‌وگو شویم و ببینیم او چه می‌گوید.


حدود زبان


زبان شاید حدود تفکر را تعیین می‌کند.چه چیزی را می‌توان اندیشید؟چه چیزی را نمی‌توان اندیشید.به نظر می‌رسد این پرسش‌ها، پرسش از حدود عقل آدمی است. اما در مواجهه با شعر باید این پرسش‌ها را با ساخت دیگری مطرح کرد. با زبان، چه چیزی را می‌توان گفت و چه چیزی را نمی‌توان گفت؟ ………….

به خواندن ادامه دهید

صفحه‌کلید فارسی مشابه تری‌لی‌آوت

نسخه‌های ویندوز ۱۰  معمولاً در اجرای برنامه‌ی tray lay out  مشکل دارند و جواب نمی‌دهند. لذا آقای سعید مهرپویا همت کرده و مشکل را در قالب ایجاد یک صفحه‌کلید مشابه آنچه که با اجرای تری‌لی‌آوت ایجاد می‌کند؛ رفع کرده است.

در واقع به جای اینکه نرم‌افزار را نصب کنیم، یک صفحه‌کلید را نصب می‌کنیم.

ویژگی‌های کیبورد فارسی تری‌لی‌اوت بهار ۱

۱ـ روی همه‌ی ویندوزها (۷و ۸ و ۱۰ هم ۳۲ و هم ۶۴ بیتی) کار می‌کند.

۲ـ برخلاف نسخه‌ی قبلی، به اجرای هرباره نیاز ندارد.

۳ـ نیم‌فاصله به صورت استاندارد بر روی شیفت‌+فاصله قرار دارد.

۴- ـ حرف‌های «پ» و «ژ» سرجایشان (تری‌لی‌اوت قبلی) هستند.

۵- «ت» گرد بر روی شیفت+«ه» قرار دارد.

۶- گیومه، کروشه، نشانه‌های زیر و زبر و پیش و تنوین‌ها مانند تری‌لی‌اوت وجود دارد.

۷ـ همه‌ی عددها در ردیف بالا و به فارسی در دسترس است.

برای نصب:

ابتدا فایل فشرده‌ی کیبورد فارسی تری‌لی‌اوت را از اینجا  دریافت کنید.

 پس از دریافت، فایل فشرده (ZIP) را با راست‌کلیک و کلیک روی گزینه‌ی Extact Here باز کنید.

درون پوشه‌ی (Traylayout Bahar 1.0) فایل اجرایی (setup.exe) را بیابید و آن را اجرا کنید.

برای اجرا بهتر است بر روی آن کلیک راست کنید و «نصب به عنوان مدیر» (Run as sdministrator) را انتخاب کنید.

تصاویر راهنما را ببینید.

نصب در کمتر از یک دقیقه و در پس‌زمینه انجام می‌شود (در این زمان چیزی نمایش داده نمی‌شود).

پس از پایان نصب، پیام «کامل‌شدن نصب» نمایش داده می‌شود که باید آن را ببندید.

هم‌چنین بهتر است پس از نصب، سیستم را دوباره راه‌اندازی (ری‌استارت) کنید.

اگر نصب درست انجام شده باشد، صفحه‌کلید تازه‌ای با نام Persian (Tray Layout) Keyboard افزوده می‌شود که، هنگام تایپ در هر محیطی، با شیفت+کنترل می‌توانید آن را انتخاب کنید.

فقط می‌ماند این که دیگر صفحه‌کلیدهای فارسی را، مطابق با راهنمای تصویری، از ویندوز خود پاک کنید.

نصب اولیه‌ی برنامه با راست‌کلیک

 

 پیام پایان نصب کیبورد فارسی تری‌لی‌اوت

 

روش حذف یا افزودن کیبورد فارسی در نسخه‌ ویندوز ۸ و ۱۰ :

به کنترل‌پنل بروید. سپس language را انتخاب کنید. در پنجره‌ی جدید زبان فارسی (Persian) را انتخاب کنید. پنجره‌ی دیگری باز می‌شود که صفحه‌کلیدهای فارسی را نمایش می‌دهد. آنها را حذف (Remove) کنید. راهنمای تصویری:

 

آنگاه

سپس

 

این کیبورد و راهنمای آن را آقای  سعید مهرپویا نوشته است.

اگر پس از نصب این کیبورد فارسی به مشکل برخوردید، حتماً با ذکر مشخصات ویندوز خود همین جا یا در سایت خودش کامنت بگذارید تا مشکل را رفع کند.

================

منبع: خوابگرد