تو حق نداری ….

تو حق نداری عاشقِ کسی بمانی که سال‌هاست رفته

تو مالِ کسی نیستی که نیست

تو حق نداری اسم دردهای مزمنت را عشق بگذاری

تو می‌توانی مدیون زخم‌هایت باشی

اما محتاج  آنکه زخمی‌ات  کرده  نه!

دست بردار از این افسانه‌های بی‌ سر و ته

که به نامِ عشق؛  فرصت عشق را از تو می‌گیرد

آنکه تو را زخمیِ خود می‌خواهد ؛ آدمِ تو نیست

آدم نیست و تو سال‌هاست حوای بی‌آدمی ….  حواست نیست…

مرحوم افشین یداللهی

همه فکر می‌کردند هیتلر خطرناک نیست!

امیرهادی انواری ؛ روزنامه نگار نوشت:

مهمترین دلیلی که رسانه‌ها باعث شدند تا هیتلر بی‌خطر جلوه کند این بود که از او چهره‌ای تمسخرآمیز تصویر کردند.

او یک «صدای گوشخراش مزخرف‌گو» بود که «کلمات وحشیانه» انتخاب می‌کرد و ظاهر او، به نقل از نیوزویک، «یادآور چارلی چاپلین بود»، «قیافه‌ او یک کاریکاتور است».

کازموپولیتن نوشت: «همان اندازه که پرحرف است، بی‌اعتماد به نفس نیز هست.»

و…و….و …

همه سعی داشتند با تهمت و شماتت هیتلر را کوچک جلوه دهند. اما خب؛ کاری که هیتلر کرد تاریخ دنیا را تغییر داد.

البته که ترامپ و احمدی‌نژاد و هیتلر هم قد نیستند. اما مشترکاتی هم دارند.

نخبگان جامعه‌ تا زمانی که نشستن اینها را روی صندلی قدرت ببینند جدی نگرفتند! بعد از اینکه روی صندلی قدرت نشستند هم بیشتر دوست داشتند ریخت‌شان را مسخره کنند تا فکر چاره باشند.

در نهایت وقتی «عقلا» مشغول خندیدن به زیربغل پاره کاپشن احمدی‌نژاد بودند او کار خودش را کرد.

مثل هیتلر (در اندازه خودش) حالا هم همه در حال خندیدن به موهای زرد ترامپ هستند و حرف‌های احمقانه‌ای که می‌زند.

گدایی در شهری بود که هرکس به او دو سکه نقره و طلا می‌داد، او از آن بین سکه نقره را بر‌می‌داشت و مردم به بلاهت او می‌خندیدند!

روزی مردی دلش به حال گدا سوخت، به او گفت ابله نباش سکه طلا از نقره با ارزش‌تر است.

گدا هم گفت: ابله آنها هستند، چون وقتی آنها به بلاهت من می‌خندند من یک سکه نقره دیگر دارم.

iran draws foreign investors into gas petchems

مقاله‌ی مشترک من و دو نویسنده‌ی دیگر در نشریه‌ی natural gas world   را  از این‌جا بردارید:

iran draws foreign investors into gas petchems